سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 337

صفحه 337

مرحوم آخوند(ره) فرمودند، این اختلاف در مصادیق به این معنا که هردو، شارع و عقلا روی معنای کلی بیع، اتحاد نظر و اتفاق نظر دارند؛ بیع را معنا می کنند به«العقد المؤثر فی ملکیه العین» منتها در مقام تطبیق و در مقام توجه به مصادیق، بین شارع و عقلا اختلاف است، شارع می گوید: عقد ربوی «لا یکون مؤثرا فی ملکیه» اما عقلا می گویند: همان طور که سایر مصادیق بیع مؤثر در ملکیت است همین طور بیع ربوی هم مؤثر در ملکیت است. لذا در حقیقت، این اشکال امام بزرگوار(مد ظله) به نظر قاصر ما تمام نمی آید و با دقت نظر، به نظر ما حق با مرحوم محقق خراسانی(ره) است.

عدم فرق میان معاملات و عبادات در نظر مرحوم آخوند(ره)

بعد از آن که محل نزاع در باب معاملات روشن شد، مرحوم آخوند(ره) نظرشان این است که بین باب معاملات و عبادات فرقی نمی کند، همان طور که عبادات برای خصوص صحیحۀ از آنها وضع شده، عناوین معاملات هم همین طور است. بیع برای معنای صحیح، یعنی آن سببی که واقعا تأثیر در ملکیت مبیع بکند، آن سببی که مؤثر در ترتّب مسبّب باشد، معنای بیع است؛ اما اگر یک بیعی و سببی«فاسدا» واقع شد«هذا لیس من البیع حقیقه بل هو بیع مسامحه و مجازا». نظر ایشان در این باب این است، لکن تحقیق این است که اولا ما مسأله را به صورت تردید مطرح کردیم، گفتیم: آیا عناوین و الفاظ معاملات برای مسبّبات وضع شده یا برای اسباب؟ اگر برای مسبّبات وضع شده باشد دیگر جای نزاع صحیحی و اعمّی در کار نیست، برای این که مسبّبات صحیح و فاسد ندارد، مسبّبات امرشان دائر بین وجود و عدم است، این طور نیست که در حالت وجود گاهی صحیحا واقع بشوند و گاهی«فاسدا» و احتمال هم دارد که الفاظ معاملات برای اسباب وضع شده باشد که اگر برای اسباب وضع شده باشد، آن وقت نزاع صحیحی و اعمّی جریان دارد. اول باید همین مسأله را روشن کنیم، دو تا احتمال در مسأله هست: واقعیت این است که عناوین برای مسببات وضع شده اند یا اینکه برای اسباب وضع شده اند؟ همان طور که مرحوم شیخ انصاری(ره) استاد الکلّ در اول کتاب البیع می فرمایند هم متبادر از معنای لفظ بیع و هم موافق با آنچه که لغت در این باره ذکر کرده است، بیع از مقولۀ لفظ نیست، بلکه از مقولۀ معناست. به عبارت روشن تر اگر ما بیع را برای اسباب موضوع بدانیم، سبب مهم همان ایجاب و قبول است، ولو این که معاطات هم جانشین ایجاب و قبول هست، لکن اساس کار روی همان ایجاب و قبول است، که ما از آن تعبیر به عقد می کنیم. عقد از مقولۀ لفظ است. عقد، لفظ«بعت» و لفظ«اشتریت» است، لذا اگر بیع برای سبب وضع شده باشد باید ما بیع را از مقولۀ لفظ بدانیم و در رابطۀ با الفاظ بررسی کنیم، همان طور که کلمۀ ایجاب از مقولۀ لفظ است، کلمۀ قبول از مقولۀ لفظ است، کلمۀ عقد از مقولۀ لفظ است باید بیع را هم در ردیف اینها از مقولۀ لفظ بدانیم، در حالی که وقتی که انسان کلمۀ بیع را می شنود، آیا یک لفظی به ذهن انسان می آید؟ یا این که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه