سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 339

صفحه 339

فرمودند؟ یا این که همان طور که ایشان در عبادات و معاملات صحیحی شدند، ما هم در باب معاملات مثل عبادات، اعمّی خواهیم شد، برای این که ما ادله ای را در آنجا ذکر کردیم که یک دلیلش، دلیل عقلایی و متقن بود، که اینجا هم جریان دارد و آن یک معنای کلی بود که اختصاص به باب عبادات نداشت، تفصیلش را بیان کردیم، لکن اجمالش را باز من اشاره می کنم که غرض واضع از وضع، تفهیم و تفهّم به سهولت است، یعنی علت این که الفاظ را به عنوان حکایت از معانی مطرح کرده اند، برای این است که اگر با اشاره و مثل اشاره بخواهد مقاصد تفهیم و تفهّم بشود، حتما با یک صعوبت و مشکلاتی مواجه خواهد بود. لذا برای این که انسان زودتر بتواند مقاصد خودش را تفهیم بکند و مخاطب هم زودتر به مطالب انسان پی ببرد، مسألۀ الفاظ را با این که الفاظ، مباین با معانی هستند به عنوان دالّ بر این معانی و حاکی از این معانی، برای این معانی وضع کردند، این غرض واضع از وضع است، در رابطۀ با مرکبات یک خصوصیتی مطرح است که با توجه به غرض از وضع، آن خصوصیت ما را هدایت می کند که بگوییم: وضع برای اعمّ از صحیح و فاسد است، آن خصوصیت این است که یک امر مرکب ذات اجزاء و شرائط اینطور نیست که همیشه در خارج «واجدا للأجزاء و واجدا للشرائط» تحقق پیدا کند، بلکه چه بسا اکثریت وقوعش در خارج به علت این که شرائط و اجزاء باید مجتمع بشود تا این مرکّب تحقق پیدا کند و اگر یک جزء یا یک شرط تحقق نداشته باشد«المرکب المشروط لیس بموجود»، چه بسا این مرکب، در خارج در بیشتر موارد، ناقصا تحقق دارد، این مرکب«غیر واجد لجمیع الاجزاء و الشرائط» تحقق پیدا می کند، ولو به کمبود یک جزء، یا به کمبود یک شرط. واضع وقتی که در برابر یک مسألۀ مرکب این چنینی قرار می گیرد و می خواهد لفظی را برای این مرکب وضع کند و هدفش از وضع، تفهیم و تفهّم به سهولت هست و از طرفی به این معنا توجه دارد که نیاز استعمالی و حاجت استعمالی خیلی زیاد در این رابطه مطرح است که این مرکب عمدا، سهوا، جهلا، اشتباها فاقد بعضی از اجزاء و شرائط خواهد بود، اگر این لفظ را برای خصوص همان واجد جمیع اجزاء و شرائط وضع کند؛ پاسخ نیاز استعمالی نسبت به موارد کثیره ای که خللی در این مرکب تحقق پیدا کرده است، را چطوری باید بدهد؟

وضع الفاظ در مرکبات

مثالی را قبلا هم ذکر کرده ایم، مخترعی اتومبیل را اختراع می کند، اتومبیل یک مجموعۀ مرکب است، هزار جزء و شرط خاص دارد که هر جزئی با خصوصیتی باید همراه باشد. او می خواهد برای این مجموعۀ مرکب نامگذاری کند، اگر گفت: من کلمۀ اتومبیل را برای این مجموعه ای که حتی یک جزء کمبود نداشته باشد، حتی یک شرط کمبود نداشته باشد، وضع می کنم. از ایشان سؤال می شود که این ماشین واجد همۀ اجزاء و شرائط حرکت کرد، بعد از یک مقدار که راه رفت یک مقدار از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه