سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 34

صفحه 34

جای او می نشسته است. آیا می توانیم این جور بگوییم، آیه را اینجوری معنا کنیم. بگوییم«کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ» معنایش این است که اینها یک عبادتی داشتند که از نظر لغت عرب هم به او صیام گفته نمی شده است اما چون شما معنای تازه ای دارید و کلمۀ صیام را می خواهیم اینجا به کار ببریم، می گوییم«کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ» این معنای آیه است«الصیام واجب علیکم کما ان الصیام کان واجب علیهم». پس ما نمی توانیم بگوییم صیام یک عبادت تازه ای است یا مثلا در مقام حکایت از عیسی(علیه السلام) موقعی که در گهواره بود. آنجا عیسی(علیه السلام) می گوید: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیًّا» خداوند مرا وصیت و سفارش کرده به صلاه و زکات، اگر عیسی(علیه السلام) زبانش عربی بوده که مسأله روشن است. یعنی عیسی(علیه السلام) همین عبارت را گفته است. قرآن نقل می کند«قال وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ» اگر هم لغت غیر از این داشته معنای عربی اش و ترجمۀ به عربی اش این است که خداوند دارد نقل می کند یعنی آن لغتی را که عیسی(علیه السلام) به کار برد، واژۀ عربی اش صلاه و زکات است.

پس معلوم می شود صلاه دارای سابقه بوده، حتی زکات سابقه داشته است. منتها معنایش این است که «بهذه الکیفیه معلوم فی الاسلام» ولی«بما انّها عباده مخصوصه» و الاّ زکات به حسب معنای لغوی که در آن عبادیت نیست. حالا صلاه می گویند معنای لغوی آن دعاست. در دعا سروکار انسان با خداوند است. اما زکات که به معنای طهارت به معنای پاکی است، در کلمۀ طهارت و پاکی مسألۀ عبادیت اصلا مطرح نیست، ولی این«بما انه عباده اوصانی بالصلوه و الزکاه ما دمت حیّا» است.

در قضیۀ ابراهیم(علی نبینا و آله و علیه السلام)، بعد از آن که از ساختن کعبه فارغ می شود، مأموریت پیدا می کند به این صورت«وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ» بعد از آن که خانۀ کعبه بنایش تمام شد، در مردم اعلام به حج بکن، حج(بما أنه عباده مخصوصه) این دستور خداوند است به ابراهیم(علیه السلام)، آیا می توانیم بگوییم که حج که یک معنای مستحدثی فی شرعنا هذا است با این«وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ» که حتی در بعضی از روایات است که در اسلام هم موفق به حج می شوند اینها همانند آن است که ابراهیم(علیه السلام) گفته و اینها پذیرفته اند در موقعی که مثلا در عالم فلان بودند؟ پس معلوم می شود مسأله حج هم سابقه دار است.

اطلاق صلاه به اعمال مخصوصه در لسان مشرکین

نکته جدیدی در بعضی از آیات به چشم می خورد که انسان تعجب می کند و آن این است که حتی مشرکین در صدر اسلام و قبل از اسلام عملی داشته اند و عبادتی داشته اند«و کانوا یسمّون بالصلاه» قرآن کریم ناقلش است، می فرماید: «وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاّ مُکاءً وَ تَصْدِیَهً» ، قرآن نقل می کند، این اصطلاح خود آنهاست. خود آنها به عنوان صلاه از این عمل تعبیر می کردند. مکاء به معنای کف زدن است. تصدیه به معنای سوت زدن است. از این تعبیر می کردند«بالصلاه بما أنه عباده

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه