سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 351

صفحه 351

درس یکصد و چهل و یکم

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و مولینا و نبیّنا أبی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین و لعنه اللّه علی أعدائهم أجمعین، من الآن الی قیام یوم الدّین.

عدم شرعی بودن بیع در«أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ»

در بحث صحیحی و اعمی دو مطلب باقی مانده که این دو مطلب را ان شاء الله عرض می کنیم و این بحث تمام می شود: مطلب اول که نسبت به مطلب دوم خیلی اهمیت ندارد این است که بیع در «أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ» نمی تواند بیع شرعی باشد، برای این که شرعیت بیع به نفس همین«أَحَلَّ اللّهُ» درست شده است؛ به نفس همین«أَحَلَّ اللّهُ» می خواهد مشروعیت پیدا کند، پس دیگر معنا ندارد که موضوع بیع در«أَحَلَّ اللّهُ» همان بیع شرعی باشد. لا محاله مقصود باید بیع عرفی باشد و اگر مقصود بیع عرفی شد، معنای این آیه شریفه این می شود: آنچه که به عنوان بیع در نزد عقلا محکوم به صحت است، شارع هم آن را امضا کرده، در حقیقت کانّ آیۀ شریفه به ملازمۀ بین صحت بیع عند العقلا و صحت بیع عند الشارع دلالت می کند. چنین ملازمه و قاعدۀ کلیه ای را آیۀ شریفه مطرح می کند. اشکال این است که این ملازمه در مواردی تحقق ندارد؛ یعنی یک معاملاتی هست که شارع حکم به بطلان کرده، در حالیکه عقلا، حکم به صحت کردند، مثل معامله ربویه، بیع ربوی از نظر عقلا نه تنها صحیح است بلکه رائج در تمام نقاط عالم است، اما در عین حال شارع مقدس حکم به صحت بیع ربوی نکرده و بیع ربوی را مشروع نمی داند. همین طور موارد دیگری را که شارع حکم به بطلان کرده در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه