سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 362

صفحه 362

اما در مسأله آلت و ذی الاله، می گوییم: مسأله آلت و ذی الآله را قبول کردیم، این بیان شما که آلت و ذی الآله اتحاد وجودی دارند یعنی چه؟ آلت و ذی الآله یک وجود است، اما سبب و مسبّب دو وجود است یعنی چه؟ سبب و مسبّب دو وجود است روشن است. آلت و ذی الآله یک وجود است، این به چه معناست؟ قدری تحلیل کنیم یک کسی که خدای نکرده متصدی قتل دیگری می شود، آلتی را که به کار گرفته مثل چاقو و امثال چاقو، آیا شما می گویید: این آلت؛ یعنی چاقو یتحد مع القتل، چاقو یکی از جمادات است، یکی از موجودات جوهریّه است، قتل عبارت از مقوله فعل و عمل انسان است، این مقوله فعل که ارتباط به انسان دارد و به شخص ارتباط دارد چطور اتحاد وجودیه با چاقو دارد؟ شما اراده نکرده بودید، چاقو بود و«لم یکن هناک قتل» حالا که چاقو است و به دنبال این آلت قتل تحقق پیدا کرده، بگوییم: «القتل و چاقو شیء واحد» اینها اتحاد وجودی دارند، قتل و چاقو با این که هیچ ارتباطی بین اینها وجود ندارد. چه جور انسان دربارۀ آلت و ذی الآله مسأله اتحاد وجودی را مطرح بکند؟ مخصوصا در ما نحن فیه در باب معاملات یک شاهد بسیار قوی وجود دارد بر اینکه بین آلت و ذی الآله کمال مغایرت تحقق دارد.

فرق امر اعتباری و واقعی

آلت عبارت از لفظ است، عبارت از قول«بعت و اشتریت» است. لفظ، یک امر واقعی است؛ یعنی در عالم لفظی خودش، قول بعت و لفظ و بعت این له واقعیه. لذا شما در مقام حکایت می گویید: فلان تلفظ به لفظ«بعت» آیا این حکایت از چیست؟ وقتی شما می گویید: فلان تلفظ به لفظ«بعت» حکایت از یک واقعیت نیست؟ اگر زید دروغ گفته باشد، شما در مقام حکایت می گویید: زید دروغ گفت، این یک امر اعتباری است یا حکایت از یک واقعیت و حقیقت است؟ در مسأله تلفظ بما انه تلفظ باللفظ، این یک واقعیت مسلمه است مثل نار می ماند، چطور نار یک واقعیت دارد، این هم از نظر واقعیت لفظیه اش یک واقعیت غیر قابل انکار دارد. پس آلت عبارت از مقوله لفظ است و لفظ له واقعیه غیر قابله للانکار، ذی الآله چیست؟ ذی الآله ملکیه. ملکیت چیست؟ یک امر اعتباری است، آیا این امر اعتباری، با امر واقعی یکی است؟ می شود ادعای اتحاد کرد که بین یک واقعیت و یک امر اعتباری اتحاد در کار است؟ امر اعتباری ربطی به مسألۀ واقعیت ندارد، واقعیت هم ربطی به مسألۀ امر اعتباری ندارد، شما نمی توانید بگویید: ملکیت حتی با کتاب اتحاد دارد، کتاب طرف اضافه ملکیت است، زید طرف اضافه ملکیت است. اما زید واقعیت است و ملکیت اعتبار، کتاب واقعیت است و ملکیت اعتبار، و«لا یعقل» این که بگوییم: کتاب و ملکیت اتحاد بینشان تحقق دارد در ما نحن فیه مسأله این طور است این الفاظ به ما انّها واقعیات سببیت و مسبّب دارند که به نظر شما ذی الآله گفته می شود، امر اعتباریه کیف یعقل که یک امر اعتباری با یک واقعیتی بینشان اتحاد تحقق داشته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه