سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 374

صفحه 374

اقامه کرده اند.

کلام آخوند(ره) در تعدد وضع به تعدد الفاظ

مرحوم آخوند(ره) در کفایه یک جوابی از این حرف دارند که فی نفسه فرمایش خوبی است، لکن مناقشه ای در آن هست و آن این است: شما که الفاظ را متناهی می دانید و معانی را غیر متناهی و می خواهید این الفاظ متناهی را در برابر معانی غیر متناهیه وضع کنید، آیا تعدد این وضع به تعدد الفاظ است؟ یا تعددش به تعدد معانی است؟ اینجا ما یک لفظی داریم، متناهی، الفاظ و معانی داریم غیر متناهی یک عنوان سوم هم داریم بنام وضع این الفاظ که فعل واضع و عمل واضع است وضع مربوط به واضع است. این وضع الفاظ للمعانی آیا تابع الفاظ است یعنی متناهی است؟ یا تابع معانی است که غیر متناهی است؟ ایشان می فرماید: وضع همیشه تابع معنا است. اگر معنی دو تا شد وضع هم دو تا خواهد بود. وضع تابع لفظ که نیست. لفظ عین هفتاد معنی دارد یک لفظ هم بیشتر نیست. اما حالا که هفتاد معنا دارد چند تا وضع دارد؟ باید بگوییم: یک وضع دارد برای خاطر این که وضع دارد؟ یا باید بگوییم: هفتاد وضع دارد برای خاطر این که معنی عبارت از هفتاد معنی است؟ قاعدتا تعدد وضع تابع تعد معنی است؛ یعنی واضع یک مرتبه لفظ عین را برای عین باکیه وضع می کند و مرتبۀ دوم لفظ عین را برای عین جاریه وضع می کند و مرتبۀ سوم برای معنی سوم و هکذا تا هفتاد معنا.

(سؤال... و پاسخ استاد): بحث در تعدد واضع نیست. بحث در تعدد وضع است.

وضع متعدد است حالا می خواهد واضعش یکی یا متعدد باشد. واضع هم متعدد باشد باز وضع متعدد است برای این که یک وضع از زید صادر می شود، یک وضع از عمرو صادر می شود، یک وضع هم از بکر صادر می شود. تعدد وضع تابع تعدد معنی است. حالا که تعدد وضع تابع تعدد معنی شد شما می گویید: الفاظ متناهی معانی غیر متناهی. اگر مسألۀ تعدد وضع در رابطۀ با معانی شد معانی غیر متناهیه اوضاع غیر متناهیه لازم دارد. برای این که وضع در رابطۀ با معنی بود، مربوط بود تعدد وضع به تعدد معنا.

حالا اگر شما معانی را غیر متناهی فرض کردید باید وضعها را هم غیر متناهی فرض کنید و بگویید: چه اشکالی دارد؟ می گوییم: اشکالش این است که این وضعهای غیر متناهی واضعش چه کسی است؟ اگر واضعش را بشر بدانید، اگر تمام بشر هم عنوان واضعیت پیدا کنند اوضاعشان غیر متناهی نخواهد بود، برای این که خودشان متناهی هستند، واضعین اگر متناهی بودند، ولو تمام بشر عنوان واضع داشته باشد واضع اگر متناهی باشد، وضعش هم متناهی است، وضع غیر متناهی چطور می شود از واضع متناهی تحقق پیدا کند و صادر بشود؟ پس اگر واضع را بشر بدانید، اوضاع غیر متناهیه از بشر متناهی واحدا کان او اکثر، او جمیع البشر، این امکان ندارد اوضاع غیر متناهیه از بشر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه