سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 381

صفحه 381

مرآت برای معنا قرار بدهد مرآت به این کیفیت، که همان طوری که با ملاحظۀ مرآت دیگر همه چیز روشن می شود و حالت تحیّر و ترددی برای انسان باقی نمی ماند، واضع لفظ را مرآت برای معنا قرار می دهد، به طوری که با شنیدن لفظ، انتقال به معنا پیدا بشود و دیگر هیچ گونه تحیّر و ترددی در کار نباشد، لفظ را که می شنود نسبت به معنا کاملا روشن باشد؛ مثل کسی که ناظر فی المرآت است که با نظر در آن، آنچه را که لازم است، ملاحظه می کند و دیگر تردید و تحیّری برای او باقی نمی ماند.

اگر ماهیّت وضع این شد، آیا این ماهیّت با اشتراک لفظی، قابل اجتماع هست؟ یا این که در اشتراک لفظی نمی تواند لفظ قالب معنا باشد به این کیفیتی که عرض کردیم، معنای قالب بودن و مرآت بودن، این است که با توجه به لفظ انسان به سرعت انتقال به معنا پیدا کند و تحیّر و تردیدی برای او نباشد آیا در اشتراک لفظی، مسأله به این کیفیت است که انسان با شنیدن لفظ طوری انتقال به معنا پیدا می کند که هیچ گونه تحیّر و تردیدی برای انسان باقی نمی ماند؟ مسلم در باب مشترک لفظی در رابطۀ با ماهیّت وضع چنین معنایی تحقق ندارد. لذا می گویند: ما باید بگوییم، این دو با هم نمی سازد. یا باید رفع ید از ماهیّت وضع شود و یا رفع ید از اشتراک لفظی شود؟ اما هم لفظ مرآت معنا باشد و هم با شنیدن لفظ، مخاطب انتقال کامل به معنا پیدا کند به طوری که تمام تحیّر و تردیدش برطرف شود و از طرف دیگر لفظ برای دو معنا یا بیشتر وضع شود، این دو با هم قابل اجتماع نیست؟ پس استحاله روی این مبنا است که وضع لفظ به این کیفیت است و دارای این حقیقت است.

فرق بین مقام وضع و بین مقام استعمال

می گوییم: معنای وضع این نیست که شما می فرمایید؛ معنای وضع اصولا مرآتیت نیست. اینجا بین مقام وضع و مقام استعمال خلطی واقع شده، استعمال یک حسابی دارد و وضع حساب دیگری دارد، در باب وضع، هم لفظ و هم معنا اصالت دارد، در مسألۀ وضع مسألۀ مرآتیت مطرح نیست، مسأله این است که واضع یک لفظ را مستقلا اصالتا و یک معنا را مستقلا و اصالتا ملاحظه می کند و این لفظ را علامت و نشانۀ این معنا قرار می دهد، علامیت و نشانه بودن یک مطلب است، مرآتیت و قالبیت یک مطلب دیگر است. در باب وضع اصلا لفظ و معنا دو مقولۀ متباین هستند لفظ از مقوله لفظ است، معنا از مقوله معناست و بین لفظ و معنا اصلا تباین کلی وجود دارد، هیچ امکان ندارد که لفظ معنا بشود، یا معنا لفظ بشود، اینها دو مقولۀ متباین هستند دو مقولۀ غیر مرتبط هستند، منتهی واضع با عمل خودش به نام وضع یک علامیت اعتباری برای این لفظ نسبت به این معنا قائل می شود، دلیل بر این که لفظ اصالت دارد، همین کار من و شماست، کسی که خداوند به او فرزندی عنایت می کند یک وقت می بینید این پدر چند روز مطالعه می کند که نام این فرزند را چه بگذارد؟ لفظ حاکی از این مولود جدید را چه چیزی قرار بدهد؟ این قدر لفظ در باب وضع اصالت دارد و اهمیت دارد. و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه