سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 383

صفحه 383

لفظ و معنا به واسطۀ جعل ملازمه متلازم می شوند، مثل این که دو تا معنا گاهی متلازم هستند، که معنای تلازم این است که هیچ کدام از اینها از دیگری جدا نمی شود. نه این معنا از معنای دیگر جدا می شود و نه آن معنا از این معنا جدا می شود. اگر این ملازمه بین لفظ و معنا تحقق پیدا کرد، معنایش این است که این لفظ«لا یکاد ینفک عن هذا المعنی و هذا المعنی لا یکاد ینفک عن الفظ»، دیگر این دو به واسطۀ جعل ملازمه متلازم با هم شدند. اگر معنای وضع چنین مسأله ای باشد، آیا می توانیم این را در رابطۀ با دو معنا پیاده کنیم؟ بگوییم: هم لفظ ملازمه دارد با معنای اول و هم ملازمه دارد با معنای دوم؟ معنایش این است که نه معنی اول قابل انفکاک از لفظ است و نه معنی دوم قابل انفکاک از لفظ است و نه لفظ قابل انفکاک از هر دو معناست، آیا می شود این را ما تصور کنیم؟

استعمال مشترک لفظی در اکثر از معنای واحد

در مشترک لفظی شما همیشه مشترک را در یک معنا استعمال می کنید، بعدا بحث می کنیم که آیا مشترک لفظی در اکثر از معنای واحد می شود استعمال بشود یا نه؟

جمعی از محققین قائل به استحاله هستند می گویند: مشترک لفظی نمی شود در یک معنای واحد بیشتر استعمال بشود، اگر این را بیاوریم با این معنای وضع که عبارت از ملازمه است ملاحظه کنیم، چطور تصور کنیم که عین هم با عین باکیه ملازمه دارد؛ یعنی هیچ گاه هیچ کدام از دیگری جدا نمی شود و در عین حال، عین با عین جاریه هم ملازمه دارد؛ یعنی هیچ گاه عین، از عین جاریه جدا نمی شود و عین جاریه از لفظ عین جدا نمی شود؟ آیا این طور می توانیم تصویر ملازمه بین دو معنایی که هیچ گونه بینشان ارتباطی تحقق ندارد در رابطۀ با یک لفظ مطرح کنیم؟ پیداست که این معنا قابل تصور نیست. جواب این حرف همین است که ما این مبنای شما را در باب وضع نمی پذیریم. چه کسی گفته که معنای وضع جعل ملازمه است؟ آیا شما یک ملازمه واقعیه می خواهید بگویید؟ چون لفظ و معنا هر دو واقعیت هستند لفظ له واقعیه و المعنی له واقعیه؟ آیا واضع می آید بین این دو واقعیتی که متباین با هم بودند، یکی از مقولۀ لفظ است او از مقوله معنا و لفظ و معنا متباین با هم هستند، آیا واضع بین این متباینین یک ملازمۀ واقعی و ملازمۀ تکوینی جعل می کند؟ پیداست که این مطلب اصلا معنا ندارد. واضع نمی تواند بین لفظ و معنا یک مسألۀ تکوینی در این رابطه به وجود بیاورد، یک ملازمه ای که اصلا تحقق نداشته بلکه بینونت بین اینها تحقق داشته، حالا بیاید یک ملازمۀ واقعیه بین اینها ایجاد بکند، این یک امری است که اصلا معنا ندارد.

اگر بگویید: ملازمۀ اعتباریه است، در هر چیزی که مسألۀ اعتبار مطرح نیست، چه معنایی می تواند داشته باشد و چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ به علاوه عرض کردیم که واضع در مقام وضع، همان کاری را انجام می دهد که پدر در مقام نام گذاری انجام می دهد. آیا شما به یک پدری که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه