سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 390

صفحه 390

بیست سال در این طوایف و قبایل گردش می کرده و الفاظ و معانی را از زبان خود آنها می گرفته و یادداشت می کرده و در صحاح الغه می آورده است. حالا این جوهری امروز بسم اللّه گفت: وارد یک قبیله ای شد دید هر وقت کلمۀ عین را می گویند؛ ارزش عین باکیه اراده می کنند. وارد قبیلۀ دوم دید هر وقت عین را می گویند؛ عین جاریه را اراده می کنند، وارد قبیلۀ سوم شد دید هر وقت عین می گویند؛ یک معنای سومی را اراده می کنند، و هکذا. حالا می خواهد در کتاب صحاح الغه برای عین معنا ذکر کند، آیا چاره ای دارد جز این که همۀ این معانی که در این قبائل اراده می شده و هر قبیله ای هم تنها از عین یک معنا را استفاده می کرده، وقتی پای لغت عرب مطرح است و این جور قبائل اختلاف بینشان وجود دارد و هیچ کدام هم ترجیحی بر دیگری ندارند و تبعیض هم در اینجا بلاوجه است، جوهری چه راهی غیر از این دارد؟ آیا بگوید: «العین یکون حقیقتا» در هفتاد معنی، غیر از این راهی ندارد برای این که همۀ اینها عربند، همۀ این قبائل هر کدام هم از عین یک معنی را به صورت حقیقت اراده می کنند، تقدّم و تأخر ترجیحی هم وجود ندارد. پس لغوی اینجا چه کار بکند؟ وقتی می خواهد برای عین یک معنایی فرضا در کتاب صحاح الغه مطرح کند، کدام معنا را مطرح کند؟ چاره ای ندارد جز این که بگوید: «العین لها سبعون معنا» هفتاد تا معنا وجود دارد همه هم بنحو حقیقت است، اشتراک معنوی هم در کار نیست. پس باید به صورت اشتراک لفظی باشد.

یک راهی که برای اشتراک لفظی به عنوان منشأ تحقق اشتراک لفظی ذکر شده اختلاف قبائل«و فی زماننا هذا اختلاف البلاد» است. یک کسی می خواهد لغت فارسی بنویسد، یزد می رود، می بیند فلان لفظ را استعمال می کند و فلان معنا را اراده می کنند، قم می آید می بیند همان لفظ را استعمال می کنند و معنای دیگری را اراده می کنند. هر دو هم فارس زبان هستند، سابقه دارند ترجیحی هم احدهما بر دیگری ندارد. این لغت نویسی که از زبان خود مردم لغت را می گیرد و بهترین راه اخذ لغت هم همین است که از زبان خود مردم گرفته شود، اینجا چه باید بکند؟ آیا بگوید: یکی حقیقت است و دیگری مجاز است؟ وجهی ندارد. بگوید: اشتراک معنوی است، چه بسا قدر جامع ندارد.

چاره ای ندارد باید بگوید: هر دو حقیقت است و به صورت اشتراک لفظی. پس یک راه عبارت از این راه است.

تفهیم و تفهّم، غرض از وضع

راه دومی که ذکر شده است، به عنوان منشاء اشتراک لفظی این است این هم تقریبا حرف خوبی است. می گوید: شما می گویید: غرض از وضع تفهیم و تفهّم است. انسان به وسیلۀ الفاظ بتواند مقاصد خودش را بیان کند، بتواند مطلب خودش را برای مخاطب تبیین کند. وقتی که ما به مسألۀ تفهیم و تفهّم می رسیم اصلا دو نوع تفهیم و تفهّم وجود دارد و تفهیم و تفهّم دو شعبه دارد. یک وقت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه