سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 394

صفحه 394

دیگر نیازی ندارد که هم مشترک را بیاورد و هم قرینۀ لفظیه را. جواب این در حقیقت روشن است روی هر دو تقدیر: اما روی تقدیر این که شما می گویید، یک جواب مشترک دارد جواب مشترکش این است که ما خارجا می بینیم که در قرآن استعمال مشترک لفظی هست، یک مطلبی که الان هست که دیگر نمی توانیم بنشینیم درباره اش بحث کنیم، این آیۀ شریفه که می فرماید: «وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَهَ قُرُوءٍ» قروء جمع قرء است، قرء هم از آن مشترک های لفظی دو آتشه است برای این که برای دو معنای متضاد وضع شده است، یک معنا عبارت از طهر است، یک معنا هم عبارت از ضد طهر که حیض باشد. ما می بینیم کلمۀ قروء جمع قرء در قرآن وجود دارد. همین طور کلمۀ عین در قرآن زیاد استعمال شده است، عین باکیه، عین باصره در قرآن فراوان داریم استعمالش مثل«لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها» یا«فِیها عَیْنٌ جارِیَهٌ» همین طور آیات دیگر. اولا این در قرآن هست، چیزی که وقوع دارد معنا ندارد انسان رویش بنشیند بحث بکند.

عدم لزوم اجمال در اشتراک لفظی

ثانیا ادلۀ اینها باطل است. این که می گویند: اگر مشترک لفظی بدون قرینه باشد اجمال گوئی لازم می آید، اجمال گوئی با شأن قرآن مخالف است، می گوییم: این اجتهاد در مقابل نص است، خود قرآن می گوید: یک سلسله از آیات، جزء متشابهات است«هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ» متشابهات همان مجملات است، غرض به اجمال متعلق است غرض به عدم تبیین مراد بنحو کلی مطرح است، بلکه غرض به این متعلق است که بنحو اجمال در اختیار مردم قرار داده بشود. پس این که می گوید:

اجمال متناسب با معنای قرآن نیست، این هم برخلاف نظر خود قرآن است. اما در دلیل دوم گفتید:

اگر مشترک لفظی همراه با قرینۀ لفظیه باشد، لازمه اش این است که با دو لفظ یک معنا تبیین شده باشد، در حالی که می شد با یک لفظ آن معنا تبیین شود، جوابش یک نکتۀ لطیفی است، آن چیزی که به عنوان قرینیت مطرح هست، اینطور نیست که تمام فایده اش همان قرینیت باشد، یک وقت یک قرینه ای را انسان می آورد که ضمن این که قرینیت دارد، یک مطلب اساسی را هم دارد تفهیم می کند، که برای تفهیم آن مطلب اساسی مطرح است. قرینیت بر تعیین مراد از این مشترک هم دارد، مثل همین آیه ای که عرض کردم«لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها» این«لا یُبْصِرُونَ بِها» دو نقش دارد: یک نقشش این است که قرینه است بر این که مقصود از این عین، همان عین باصره است، همان چشم است. اما «لا یُبْصِرُونَ بِها» تنها برای این هدف نیامده، برای تفهیم یک مطلب بالاتر آمده که می گوید: در عین این که چشم دارند، «لا یُبْصِرُونَ بِها» به وسیلۀ آن اعین نمی بینند، چشم دارند و نمی بینند چشم دارند، «و لا یُبْصِرُونَ بِها» . پس قرینیت معنایش این نیست که این قرینه صرفا برای تعیین مراد از مشترک آمده باشد، نه برای یک هدف مهم آمده است. ضمنا این معنا را هم تفهیم می کند. حتی در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه