سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 414

صفحه 414

اختلاف ادراک و تعدد ادراک هم مطرح است. برای اینکه در هر آنی انسان امکان دارد عالم باشد، امکان دارد جاهل باشد. حتی اگر در آن اول عالم بود امکان دارد در آن دوم جاهل باشد. اینها قابل تصور است. اما فی آن واحد دو مرتبه و دو علم به یک شیء داشته باشد، این غیر معقول است و تعدد لحاظ هم همینطور.

پس اینکه ما در جواب از مرحوم آخوند(ره) روی منع صغری تکیه می کردیم، به اعتبار این بود که اگر صغری را از ایشان بپذیریم در کبری دیگر نمی توانیم مناقشه کنیم. تعدد لحاظ در آن واحد نسبت به یک شیء این امر غیر معقول است. این نکته ای بود که در رابطه با جوابهای قبلی لازم بود که به آن توجه شود.

استحالۀ استعمال مشترک در اکثر از معنا

مرحوم محقق نائینی(قدس سره) که از تلامذۀ مرحوم محقق خراسانی(ره) هست، مثل استاد بزرگوارش قائل به این معنا شده است که استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا استحاله دارد. در این مقام اولی که ما داریم بحث می کنیم، ایشان هم قائل به استحاله و امتناع است، لکن مرحوم آخوند از راه لفظ مسأله استحاله را پیش آورده بود. حالا یا از باب اینکه لفظ را فانی در معنا می دید و ماهیت استعمال را فناء لفظ در معنا تصور می کردند و یا از باب اینکه لفظ باید لحاظ بشود، حالا یا لحاظ تبعی است همانطوری که در احتمال دوم بود، یا اصل مسألۀ لحاظ و اینکه استعمال مستلزم تعدد لحاظ است و تعدد لحاظ مستحیل است. پس آنچه که مربوط به استدلال مرحوم آخوند روی جمیع احتمالات ثلاثه در کلام ایشان بود، این بود که ایشان در رابطه با لفظ، مسأله استحاله را مطرح کرده بود. یا از راه فناء و یا از راه تعدد لحاظ که هر دویش مضاف الیه اش عبارت از لفظ بود. اما راهی که مرحوم محقق نائینی(ره) طی فرموده اند، در رابطه با معناست. کاری به لفظ ندارد اصلا، به اعتبار فناء و تعدد لحاظ راجع به لفظ، به لفظ کاری ندارد. ایشان کلام خودش را روی این اساس پایه گذاری می کند، می گوید که این معنا را شما قبول دارید در استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا، معنا متعدد است، اینکه جای بحث نیست. همانطوری که در محلّ نزاع و تحریر محل نزاع در این مسأله ذکر شد، شما گفتید که محل نزاع آنجایی است که عین یعنی معنای عین، آن معنای اول یک لحاظ استقلالی کامل به آن متعلق شده باشد«کأنّه لم یستعمل اللفظ الا فیه». نسبت به معنای دوم هم مسأله همین سبک است که معنای دوم لحاظ استقلالی به آن تعلّق گرفته و رابطه معنای دوم با لفظ مثل این است که «کأنّه لم یستعمل اللفظ الا فیه». پس این معنا را نمی توانید انکار بکنید که لحاظ در رابطه با معنا لحاظ متعدد است برای اینکه معنا متعدد است، عین باکیه غیر از عین جاریه است. لحاظ عین باکیه مغایر با لحاظ عین جاریه است. پس بلا اشکال در استعمال لفظ در اکثر از معنا این را کسی نمی تواند انکار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه