سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 423

صفحه 423

سواد بگویید، این دو در عرض هم مقصود است، نه! با فرض این که یکی متقدم است و دیگری متأخر. پس حتما باید بگویید سواد و بیاض با این که به حسب واقعیت بینشان تضاد تحقق دارد، اما هر دو با هم در نزد نفس حاضرند ولو در یک آن، اگرچه در خارج بین آنها تضاد تحقق دارد. آن تضاد خارجی مربوط به عالم ماده است؛ اما حالا که به عنوان موضوعیت مطرح هستند، هر دو با هم بدون هیچ گونه تقدم و تأخری عند النفس حاضرند.

پس این مثال و امثال آن، مسأله را کاملا روشن می کند که در آن واحد می شود دو چیز نزد نفس حاضر باشند ولو این که آن دو چیز متضاد باشند، مثل سواد و بیاض که بینشان تضاد کامل تحقق دارد.

(سؤال... و جواب استاد:) بحث ما با آقای نائینی(ره) در چیست؟ مگر ما جمله انشائیه آوردیم؟ «السواد و البیاض متضادان» با«رأیت عینا» که مقصود هم عین«باکیه» باشد هم عین«باصره»، چه فرق می کند؟

(سؤال... و جواب استاد:) بین این دو چه فرق می کند؟ «رأیت عینا» در مقام اخبار است، می خواهد با یک لفظ دو تا معنا را خبر بدهد. اشکال این است که دو معنا در نفس انسان، در یک آن، نمی تواند حاضر باشد. می گوییم: در«السواد و البیاض متضادان» چطور است؟ آیا نفس شما در آن واحد به دو معنا، آن هم دو معنای متضاد توجه دارد یا نه؟

اختلاف نظر مرحوم نائینی(ره) و مرحوم آخوند(ره)

مسأله ای که مرحوم نائینی(ره) روی آن تکیه کردند، این بود که استحالۀ استعمال لفظ در اکثر از معنا مرتبط با لفظ نیست، به خلاف مرحوم آخوند(ره) که همۀ اشکال استحاله را روی لفظ حساب کرده بود. تمام آن احتمالاتی که در کلام مرحوم آخوند(ره) جریان داشت - و عبارت ایشان هم مقداری غیر واضح بود - روی لفظ پایه گذاری شده بود. مرحوم نائینی(ره) به لفظ کاری ندارد.

می گوید: ما در معنا گیر هستیم. نفس نمی شود در آن واحد به دو معنا توجه داشته باشد.

عرض می کنیم این موارد را شما چه می گویید؟ آن هم با مراتب مختلفه ای که ما برای آن ذکر کردیم و این مرتبه اخیرش هم که از همه واضحتر بود. مثال«زید و قائم متحدان»، مثل«السواد و البیاض متضادان»، شما وقتی که می خواهید متحدان را به عنوان یک محمول بار کنید، آیا هیچ کدام از زید و قائم در نفس شما حاضر نیست؟ پس متحدان را بر چه بار می کنید یا این که فقط یکی حاضر است؟ آن هم با متحدان نمی سازد. یا هر دو حاضر عند النفس هستند، حالا که هر دو حاضر عند النفس هستند هر دویشان هم در موضوع وارد هستند، دیگر مسأله موضوع و محمول نیست که شما بگویید: موضوع تقدم بر محمول دارد، «زید و قائم»، هر دو در موضوع دخالت دارند. شاهد این است که اگر مسأله را عکس کنید، باز همین است. بگویید: «قائم و زید متحدان»، این دلیل بر این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه