سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 428

صفحه 428

مأموریت رسول خدا به این نبود که یک قرآنی را از طرف خدا بگیرد و در اختیار جامعه بگذارد، این یکی از مأموریتهای رسول خدا بود، یک مأموریت مهم عملی رسول خدا، مبارزۀ عملی با شرک و بت پرستی بود. یک مأموریت مهم او تشکیل حکومت اسلامی بود. اگر دائرۀ مأموریت رسول خدا همان گرفتن قوانین اسلام و ابلاغ به مردم باشد، پس چرا رسول خدا تشکیل حکومت داد؟ چرا عملا با بت پرستی با قاطعیت شدید مبارزه کرد تا بت پرستی را ریشه کن کرد؟ رسول خدا می بایست بفرماید: بت پرستی هم شرک است، «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» اما عملا چرا مبارزه با بت پرستی کرد؟ عملا چرا در مدینه حکومت اسلامی تشکیل داد؟ رسول خدا نفرمود: ما فقط موظّفیم مسائلی را به گوش جامعه برسانیم، اما چه کسی حاکم بر جمعیت باشد؟ هر که می خواهد حکومت کند، هر که می خواهد زمام حکومت را به دست بگیرد، ما به حکومت کاری نداریم، ما به اصطلاح امروز یک کار فرهنگی و وظیفۀ فرهنگی داریم، مردم را از نظر اعتقادی، از بت پرستی، با استدلال و برهان دور کنیم و قوانین اسلام را هم در اختیارشان بگذاریم، اما به ما چه ارتباطی دارد چه کسی حکومت می کند. نه، مسأله این نیست. این هم یکی از مأموریتهای رسول خداست. حالا چرا به عنوان مأموریت مطرح است؟

برای اینکه قانون، آن هم قانون الهی که سعادت جوامع را تا روز قیامت می خواهد تأمین کند، پشتوانۀ قدرت می خواهد. این طور نیست که مردم تابع منطق و دلیل باشند، این طور نیست که به مردم بگویید: قماربازی حرام است و همه اجتناب کنند، این طور نیست که سایر محرمات را ارائه کنید و مردم خود به خود منتهی بشوند، بلکه باید با قدرت قانون و احکام خدا پیاده شود. همانطوری که یک پدری در رابطۀ با فرزندش به اعتبار اختلاف موقعیتها، از مسائل مختلف استفاده می کند، گاهی ارشاد و موعظه است، گاهی برهان و استدلال است گاهی چوب و کتک لازم است تا این بچه در مسیر راه مستقیم قرار بگیرد. با موعظه و نصیحت تمام مسائل حل نمی شود، با ارشاد حل نمی شود، پشتوانه قدرت لازم است. پس قدرت در اسلام برای حفظ قوانین اسلام است، برای پیاده کردن قوانین اسلام است.

حالا بحمد اللّه ما در شرایطی هستیم که اثر عینی این معنا را درک می کنیم. ما می بینیم اگر قدرت نظام اسلام در این کشور نباشد یک هزارم وضع فعلی، قوانین اسلام پیاده نمی شود. با قدرت، با ارعاب، با زجر، با حبس و امثال ذلک قوانین پیاده می شود. اینها البته به شرط این که مواردش مورد دقت و ملاحظه باشد، در جای خودش ضرورت دارد و غیر از این هم راهی ندارد. این حدود و تعزیراتی که در اسلام به عنوان یک قانون مقرر شده این دیگر خیلی مسأله را روشن می کند. مسأله حدود خودش قانون است. مسأله تعزیرات قانون است. چرا خدا این قوانین را قرار داده است؟ چاره ای نیست باید یک زانی در ملأ عام تازیانه بخورد«وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَهٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» تا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه