سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 438

صفحه 438

در چهرۀ یک وجود تحقق پیدا کند؟ دو فرد انسان همیشه دو تا وجود است، اما نشنیدیم که دو فرد انسان در یک وجود تحقق پیدا کند و در یک وجود موجود شود! همیشه تعدد فردیت ملازم با تعدد وجود است. اگر یک فرد شد، شد یک وجود. اگر دو فرد شد، دو وجود است. اگر سه فرد شد سه وجود است. اینها با هم متلازم و غیر قابل انفکاک هستند. در وجودات حقیقیه مسأله اینطور است و ظاهرا هم جای بحث و اشکال نیست. حالا این مستدل اینجا می خواهد نتیجه بگیرد می گوید: اگر در وجودات حقیقیه یک وجود نتواند به عنوان دو وجود مطرح شود، در وجودات تنزیلیه که در باب الفاظ مطرح است، آنجا هم مسأله به همین کیفیت است. چطور می شود یک لفظ وجود تنزیلی دو معنا باشد؟ اگر یک لفظ بخواهد وجود تنزیلی دو معنا باشد، مثل این می ماند که یک فرد انسان جامع دو وجود واقعی انسان باشد. شما در استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا این حرف را می خواهید بزنید: یک لفظ«عین» است اما دو معنا دارد. لفظ هم که وجود تنزیلی معناست، معنایش این است که در مرحله معنا تکثر وجود دارد، تبعا در وجود تنزیلی هم باید تکثر وجود داشته باشد. آن وقت دو وجود تنزیلی را در یک لفظ شما می خواهید در استعمال واحد مطرح کنید. کلمۀ«عین» را استعمال کنید و اراده کنید دو معنا را. «فقد اجتمع فی لفظ واحد» و به عبارت اخری: «فی وجود واحد اجتمع وجودان تنزیلیان» و همانطوری که دو وجود حقیقی امکان نداشت که در یک وجود مجتمع شود، دو وجود تنزیلی هم امکان ندارد که در یک وجود اجتماع پیدا کند. در نتیجه محال است لفظ«عین» در اکثر از معنای واحد بتواند استعمال شود. این آخرین دلیل بر استحاله بود.

اگر نظرتان باشد آن دو دلیل اول که یکی مربوط به مرحوم محقق خراسانی(ره) صاحب کفایه بود و دیگری مربوط به محقق نائینی(ره) بود. در آن دو مناقشات و اشکالاتی جریان داشت. در نتیجه از آن دو راه نتوانست استحاله ثابت شود. حالا این دلیل سوم چطور؟ اگر از این دلیل هم جوابی وجود داشته باشد، نتیجه دیگر در باب استحاله مطلب تمام است به این صورت که کسی نمی تواند استحاله را در مقام ثبوت به اثبات برساند.

تخیّلی و غیر عقلانی بودن وجود تنزیلی

دو اشکال در این دلیل جریان دارد: یک اشکال این است که شما که برای وجود اقسامی قائل می شوید و آخرین مرحلۀ وجود را وجود لفظ برای معنا؛ یعنی«وجود المعنی بالفظ» می دانید، این تقسیم از کجا آمده؟ آیا یک دلیل عقلی این تقسیم را به وجود آورده؟ یک دلیل نقلی به عنوان پشتوانۀ این تقسیم وجود دارد؟ دلیل عقلی و نقلی به عنوان مؤید این تقسیم وجود ندارد. وقتی مسأله را با عقل خودمان در میان می گذاریم و با دید عقل به این مسأله می نگریم، این حرف را نمی توانیم به عنوان یک حقیقت بپذیریم. بلی، به عنوان مسألۀ ذوقی و یا مسامحی و تخیّلی می شود پذیرفت مثل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه