سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 453

صفحه 453

معنا بکنید، می گویید: اکثر همان اقل است منتها با یک قیدی، به قید«وجود الاخر» و به قید«وجود الزائد».

این را که عرض می کنیم در ذهنتان نیاید که در اقل و اکثر چه ارتباطی باشد و چه استقلالی باشد در معنای اکثر فرقی به وجود نمی آید، اکثر یعنی همان اقل، منتها با یک قید، به شرط اینکه آن اضافه هم همراهش باشد، به قید اینکه آن اضافه ای که به واسطۀ او عنوان اکثر تحقق پیدا می کند همراهش باشد. پس محل بحث، استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنای واحد است. ما می بینیم که اکثر، معنایش اقل مقید به قید زائد است، اقلّ مقید به وجود شیء دیگر است. وقتی که معنای اکثر اینطور شد، این معنای اکثر را با آن معنای موضوع له که شما قید وحدت را در آن اخذ می کنید، وقتی که این دو را با هم مقایسه کنیم می بینیم که کلّ و جزء نیستند، بلکه اینها متباین به تمام معنا هستند، برای اینکه اینجا ما دو معنای مقید داریم: یک معنای مقیّد، معنای موضوع له است، معنای واحد به قید اینکه معنای دیگر نباشد، چون معنای وحدت همین است، معنا به قید اینکه معنای دیگری نباشد.

پس موضوع له«مقید بقید و هو عدم وجود معنی آخر» اکثر معنایش چیست؟ اکثر همین معناست، اما«مقیدا بقید و هو وجود معنی اخر» معنای آخر باید باشد تا عنوان اکثر تحقق پیدا کند.

پس در واقع شما اینجا دو مقیّد دارید و اگر بخواهید تعبیر اصطلاحی تر بکنید اینجا یک بشرط لا دارید و یک بشرط شیء دارید، معنای موضوع له شما بشرط لا است، به شرط اینکه معنای دیگری نباشد و معنای مستعمل فیه شما بشرط شیء است، به شرط اینکه معنای دوم باشد. آیا بشرط لا و بشرط شیء، نسبتشان چیست؟ در صورتی که مقصود از لا و شیء هم یک چیز است، آن بشرط لای از معنای دوم و این بشرط وجود معنای دوم. آن به شرط عدم معنای دوم و این به شرط وجود معنای دوم. لذا این اسمش استعمال لفظ مشترک به صورت مجاز نمی تواند باشد، این لفظ موضوع«للکلّ» در جزء نیست، لفظ موضوع«للکلّ» در جزء همانی بود که من مثالش عرض کردم، لفظ موضوع برای انسان را شما در رأس انسان استعمال بکنید، اما اینجا مسأله، مسألۀ بشرط لا و بشرط شیء است و بین بشرط لا و بشرط شیء مباینت تحقق دارد، نه اینکه مسألۀ کلیّت و جزئیت مطرح باشد. این اشکالی است که مرحوم آقای آخوند در کتاب کفایه به صاحب معالم می کند، به نظر شما این اشکال چه جور است؟

خلط مفهوم و مصداق در کلام صاحب کفایه

ما در آن دوره ای که اینجا را بحث کردیم این اشکال را از مرحوم آخوند(ره) پذیرفتیم، که در حقیقت سه تا اشکال به صاحب معالم وارد می شد، امّا یک چیزی در ذهن من آمده است که این اشکال را بلکه بتوانیم از صاحب معالم جواب بدهیم، البته آن دو اشکال خودمان به قوت خودش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه