سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 468

صفحه 468

چنین معنایی دلالت می کند، آیا این احتمال در این روایت جریان ندارد که معنای بطون سبعه یا سبعین؛ یعنی ذو وجوه و احتمالات؟

این سخن ما مؤیّداتی هم دارد. یک مؤیدش آن جریانی است که امیر المؤمنین(علیه السلام) وقتی سلمان را برای محاجّۀ با یک جمعیت منحرفی اعزام می کردند، به سلمان دستور دادند که در مقام احتجاج، به قرآن احتجاج نکن. چرا؟ برای اینکه تو وقتی به قرآن احتجاج کردی و یک معنایی را از قرآن گرفتی او ممکن است بگوید: این آیه معنایش این نیست که تو می گویی بلکه معنایش این است که من ذکر می کنم. دلالتش در آن معنایی که تو می خواهی بیّن نیست بطوری که بتوانی خصم را مجاب کنی و خصم را از پا درآوری. باید متکی به یک حجت واضحه و یک حجت روشن باشی تا بتوانی خصم را از پا درآوری. اما چون در قرآن احتمالات جریان دارد، ولو این که مبنای استدلال تو هم بر آن مراد واقعی است، اما در مقام مخاصمه نمی توانی آن معنای خودت را اثبات کنی و به عبارت دیگر تحمیل کنی. لذا احتمال دارد که اصلا این به معانی ارتباط نداشته باشد به آن صورتی که در ذهن ما هست، بلکه به معنای وجوه و احتمالاتی است که دربارۀ قرآن جریان دارد.

اختلاف برداشت مفسرین از آیات

ما می بینیم خیلی از آیات حتی بین مفسرین خودمان، با اینکه همۀ آنها روی حجیت ظواهر قرآن تکیه می کنند، مع ذلک در این که کدام معنا معنای ظاهر قرآن است، بینشان اختلاف می شود. یکی می گوید: این آیه ظهور در این مطلب دارد، دیگری می گوید: نه خیر این آیه ظهور در معنای دیگر دارد. بین مفسرین خودمان در معنای ظاهر قرآن اختلاف وجود دارد. گاهی انسان مجمع البیان را که می بیند در یک آیه ای که می رسد حدود ده قول نقل می کند. مثل همان اختلافاتی که دربارۀ مسائل فقهیه وجود دارد، می بینیم در قرآن هم همین است. البته این به این معنا نیست که کسی در قرآن تدبّر نکند. اتفاقا این حرف یکی از مؤیدات مسألۀ تدبر در قرآن است. خیلی باید در قرآن تدبّر شود، تا اینکه انسان به اندازه فهم خودش بتواند از قرآن استفاده کند و الاّ همین طور مسائل را انسان سطحی بخواهد بررسی کند، سطحی اش همین است. من یک وقت اشاره کردم گفتم اگر سطحی بخواهی بررسی بکنی آیه تطهیر درباره زنهای پیغمبر است برای اینکه آیه بعد آن درباره زنهاست، اتفاقا این آیه تطهیر تمام آیه نیست و نصف آیه است حتی صدر آیه هم مال زنهای پیغمبر است. اگر سطحی بخواهی برخورد کنی همان حرف فخر الدین رازی در تفسیرش است که می گوید: «هذا الایه مربوط بازواج النبی». راست هم می گوید. ظاهرش این است برای اینکه چند آیه قبل درباره زنهای پیغمبر و چند آیه بعد هم درباره زنهای پیغمبر و صدر آیه هم درباره زنهای پیغمبر است این نصف آیه چیست که به تعبیر ما سبز شده است؟ لذا بعضی از بزرگان ما مجبور شدند بگویند: این آیه تطهیر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه