سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 47

صفحه 47

مسائلی بین اینها مطرح می شد، مخصوصا مسائلی که جنبۀ وظیفه شرعی و جنبۀ فریضۀ الهی داشته، دیگر بعد از چند سال استعمالشان طوری است که اگر همین معانی تازه از آنها اراده بشود هیچگونه قرینه ای لازم ندارد. لذا حداقل، در اواخر زمان نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) ما می توانیم بگوییم که این حقیقت عند المتشرعه ثابت بوده است، ولو اینکه حقیقت شرعیه را کسی به طور کلی انکار کند، اما این دیگر قابل انکار نیست، انصافا این را نمی شود انکار کرد. اگر حقیقت عند المتشرعه حداقل در اواخر زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ثابت شده باشد، دیگر این معنا روشن می شود که بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هر مسلمانی، در هر رتبه و مقامی وقتی که این الفاظ را استعمال می کرده است همین معانی مستحدثۀ فی شرع الاسلام را اراده می کرده است. وقتی که نوبت به امیر المؤمنین(صلوات الله علیه) رسید، امیر المؤمنین(علیه السلام) - فی رأس المتشرعه - اگر چیزی حقیقت عند المتشرعه پیدا کرد کسی نمی تواند بگوید که امیر المؤمنین(علیه السلام) از این دایره بیرون است. استعمالات امیر المؤمنین(علیه السلام) هم«بما أنه من المتشرعه و فی رأس المتشرعه» به همین صورت بوده است، و همینطور ائمۀ بعدی(صلوات الله علیهم أجمعین). امام صادق و امام باقر(علیه السلام) «بما انّهما من المتشرعه» وقتی که این الفاظ در کلمات آنها استعمال می شود، نباید تردید داشته باشیم، مثلا اگر این«صلّ عند رؤیه الهلال» از خود امام صادق(علیه السلام) صادر شد، یکی از متشرعه است، مبیّن حکم است، دارد حکم را در قالب«صلّ عند رؤیه الهلال» برای زراره مطرح می کند. آیا در این تردیدی است که مراد از این«صلّ عند رؤیه الهلال» معنای مستحدث است؟ لذا می فرماید که ما نتیجه می گیریم که تمام الفاظی که در السنه ائمۀ(علیهم السلام) «من امیر المؤمنین علیه السلام الی الامام الثانی عشر عجل الله تعالی فرجه» استعمال شده، اینها مثل استعمالات دیگر متشرعه می ماند، همان طوری که مردم عادی نماز را به این معنای جدید استعمال می کرده اند بلاقرینه اصلا، اینها هم با همین مردم و از جملۀ این مردم و با همین الفاظ با مردم صحبت و بیان احکام می کرده اند. لذا روی قول به حقیقت متشرعه که قابل انکار نیست جمیع روایات صادرۀ از خود ائمه مبیّن المراد است، اکثریت روایات، بلکه صدی نود و پنج روایات را هم همین نحو روایات تشکیل می دهد. این روایاتی که ما در فقه می خوانیم اکثرا از ائمۀ(علیهم السلام) است، چه در باب صلاه و صومش و چه در باب حج و امثال ذلک، روایات از خود اینها نقل شده است و اینها این الفاظ را به کار برده اند.

وصول اکثر الفاظ کتاب و سنت از طریق ائمه(علیه السلام)

بعد از بیان این دو بزرگوار، دو جهت دیگر باقی می ماند و دو سنخ روایت دیگر، یکی روایاتی که ائمه(علیه السلام) از نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت می کنند، مطلبی که امیر المؤمنین(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می کند، مطلبی که امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می کند و هکذا. تعبیری در کلام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه