سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 473

صفحه 473

«الیوم ضارب» لکن فردا ضرب تحقق پیدا می کند این بلا اشکال مجاز است و جای بحث نیست.

اصل بحث در عکس صورت بالاست که زید دیروز متلبس به ضرب شده، «و انقضی عنه الضرب»، ضرب دیروز تحقق پیدا کرد و تمام شد، حالا ما بگوییم: «زید الیوم ضارب» اطلاق مشتق - «ضارب» - را به لحاظ زمانی قرار بدهیم که«انقضی عنه المبدأ» تلبس دیروز بوده واجدیت مبدأ دیروز بوده و همان دیروز هم ضرب تمام شده است و ادامه پیدا نکرده است. ضرب چند دقیقه ای دیروز تحقق پیدا کرد و منقضی شد حالا ما می خواهیم بگوییم: «زید الیوم ضارب». آیا این اطلاق از قبیل همان قسم اول است؛ یعنی«یکون علی نحو الحقیقه» یا از قبیل قسم دوم است؟ یعنی«یکون علی سبیل المجاز»؟ آیا وقتی که می گوییم: «زید الیوم ضارب» در حالی که«انقضی عنه الضرب»، این استعمال حقیقی است یا اینکه این استعمال مجازی است؟

اگر قائل به مجازیت شدیم که مسأله ای نیست، اما اگر قائل به حقیقت شدیم دیگر خود این تمام الموضوع له نیست، این به عنوان فردی از موضوع له است. موضوع له عبارت است از معنای کلی «المتلبس بالمبدأ»؛ یعنی آن که تلبس به مبدأ برایش تحقق پیدا کرده است حالا یا الان و بالفعل متلبس است یا دیروز متلبس بوده و«انقضی عنه التلبس و الواجدیه». در حقیقت یک معنای مشترک معنوی است بین فرض اول و فرض سوم. اما اگر قائل به مجازیت شدیم خودش یک مجاز مستقلی است، آنجا دیگر تعدد و امثال اینها معنی ندارد. این عنوان بحث بود.

بحث مشتق، بحث لغوی

قبل از آن که تحقیق در این مسأله واقع شود، یک مقدمات و اموری برای توضیح محل بحث باید مطرح شود. یکی از مقدمات این است که نزاع در باب مشتق در چه چیز است؟ آیا نزاع در یک مسأله عقلیۀ است و مسأله روی حساب عقل و حکم عقل دور می زند مثل نزاع در باب مقدمۀ واجب که آنجا مسأله، مسألۀ عقلیه است و به قول مرحوم آخوند: نزاع در ملازمه است که آیا بین وجوب ذی المقدمه و وجوب مقدمه ملازمۀ عقلیه تحقق دارد یا نه؟ آیا این نزاعی که ما در باب مشتق داریم، به عنوان نزاع در یک مسألۀ عقلیۀ مطرح است و ما مسأله را باید از عقل بگیریم و استمداد کنیم؟ یا اینکه این نزاع در مسألۀ لغویۀ است؟ این مربوط به لغت است. مربوط به واضع است. مربوط به وضع است. می خواهیم ببینیم واضع وقتی که هیئت مشتق را وضع می کرده، وقتی که هیئت فاعل را وضع می کرده، آیا در معنای موضوع له یک امر عام و مشترکی را در نظر گرفته و هیئت فاعل را برای آن وضع کرده است که آن معنای مشترک نسبت به حال و نسبت به منقضی، هردو را شامل می شود یا اینکه واضع در مقام تعیین موضوع له هیئت مشتق، خصوص حال را در نظر گرفته است؟ آیا «المتلبس بالمبدأ فی الحال موضوع له» هیئت ضارب قرار داده شده است؟ پس باید این مسأله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه