سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 477

صفحه 477

منقضی و مستقبل فرقی وجود ندارد.

فرق بین عناوین مشتق در متلبس و منقضی

فردا بحث می کنیم که یک سری عناوینی داریم که این عناوین از ذات اشیاء انتزاع شده است.

دیگر منتظر این نبوده یک ضربی باشد یا یک قتلی باشد یا یک بیاضی باشد، مثل انسانیت انسان که از ذات انسان به دست آمده است. جسمیت جسم این مربوط به ذات جسم است. حجریت حجر مربوط به ذات حجر است. فردا بحث می کنیم که این سری عناوین، از نزاع در باب مشتق بیرون است. نزاع در باب مشتق اینها را نمی گیرد. مثلا اگر فردی مرد بعد از بیست سال تراب شد؛ به آن تراب دیگر انسان نمی گوییم. به لحاظ اینکه بیست سال پیش انسان بوده و فی ما مضی عنوان انسانیت داشته الان انسان به آن اطلاق نمی شود. آن هم«انقضی عنه المبدأ» است، می گوییم: اینها از نزاع در باب مشتق خارج است. علتش را فردا ما خودمان می گوییم: چه چیز است، اما مرحوم محقق نائینی(ره) یک علتی برایش ذکر کرده که باز حالا کار نداریم به اینکه این علت درست است یا نه؟ آن را هم فردا عرض می کنیم لکن می خواهیم از این علت یک برداشتی در رابطۀ با مسألۀ امروز داشته باشیم.

ایشان می فرماید: علت اینکه انسانیت و حجریت و جسمیت و همین طور عناوینی که از ذات انتزاع می شود به لحاظ خود ذات - نه به لحاظ یک امر دیگری که عرضی قیام به ذات داشته باشد - از محل نزاع در باب مشتق خارج است، این است که«شیئیه الشیء بصورته» در فلسفه می گویند که شیئیت هر چیزی به صورتش است، نه به ماده اش. این تراب بعد از بیست سال ولو اینکه ماده اش همان انسان بیست سال گذشته است، اما تغییر صورت داده است. آن صورت بیست سال قبلش، صورت انسانیت بود، اما الان صورت ترابیت پیدا کرده است. چون شیئیت شیء به صورتش است، نه به ماده اش، «فهذا خارج عن بحث المشتق». حالا به صحت و سقم دلیل فلسفی کاری نداریم اما وقتی انسان یک دلیل عقلی فلسفی اقامه می کند برای خروج بعضی از عناوین از نزاع در باب مشتق، آیا معنایش این نیست که می خواهد این مسأله را مسألۀ عقلیه فرض کند؟ اگر مسأله، مسألۀ لغویه است، مسأله لغویه که برهان عقلی نمی خواهد و ما برهان عقلی نمی توانیم اقامه کنیم که«صعید» در آیۀ تیمم آیا معنایش مطلق وجه الارض است یا معنایش تراب خالص است؟ آیا درست است کسی در این مسأله یک برهان عقلی اقامه کند؟ این برهان عقلی ندارد. باید رفت کتاب را لغت دید که آیا واضع در موضوع له لفظ«صعید» یک معنای اعمی را در نظر گرفته به نام مطلق وجه الارض یا اینکه یک معنای خاصی را در نظر گرفته که خصوص تراب خالص است؟ پس اگر مسأله، مسألۀ لغوی است چه معنا دارد که انسان به یک دلیل فلسفی تمسک کند که«لأن شیئیه الشیء بصورته لا بمادته»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه