سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 510

صفحه 510

نقد فرمایش مرحوم آخوند(ره) توسط استاد

پس در حقیقت مرحوم آخوند سه مطلب بیان کردند: یکی اصل مطلب ایشان بود و یکی دو مؤیدی که در این رابطه ذکر کردند. تصادفا هر سۀ اینها محل اشکال و قابل جواب است. اما اصل حرفشان را ما بررسی کنیم. ایشان می فرماید که چه مانعی دارد که یک مفهوم عامی مصداقش منحصر به فرد باشد، لکن در عین حال لفظ برای همان مفهوم عام وضع بشود، می گوییم: اشکالش این است که این با غرض از وضع و هدف وضع نمی سازد. وضع یک کار لغو بیهوده ای نیست، وضع صرفا یک تشریفاتی نیست که از واضع تحقق پیدا می کند، وضع برای تسهیل در مقام تفهیم و تفهم است، همانطوری که مکرر هم ما اشاره می کردیم که قبل الوضع با اشاره می بایست مقاصد تفهیم و تفهم بشود و این همراه با یک مشکلات زیادی بود، وضع آمد برای اینکه این مشکلات را از بین ببرد و تفهّم و تفهیم به سهولت را ایجاد کند، برای این هدف وضع تحقق پیدا کرد، کسی باید خداوند به او مولودی عنایت بکند تا اینکه نامگذاری برای او تحقق پیدا کند، اما اگر کسی اصلا مولودی ندارد، احتمال اینکه مولودی هم داشته باشد برای او وجود ندارد، آیا معنا دارد بنشیند نامگذاری برای فرزند تخیلی خودش داشته باشد؟ معنا ندارد این نامگذاری. همیشه وضع با این هدف همراه است که باید تفهیم و تفهّم به سهولت بوسیلۀ این وضع تحقق پیدا کند، وقتی که هدف از وضع این است، آن وقت ما سؤال می کنیم، شما می گویید: چه اشکالی دارد که موضوع له یک معنای عامی باشد، لکن مصداقش منحصر به فرد، می گوییم: چه فایده ای دارد که لفظ را برای این موضوع عام وضع کنند؟ وضع کردن لفظ برای چنین مفهوم عامی، چه اثری بر آن مترتب می شود؟ چه مشکلی را برطرف می کند؟ اگر مفهوم عام مصداقش منحصرا یک مصداق است و آن که تفهیم و تفهّم به آن تعلق می گیرد و می تواند غرض تفهیم و تفهّم و افاده و استفاده قرار بگیرد، تنها این یک مصداق است؟ آن وقت چه فایده ای دارد که لفظ را برای مفهوم عام وضع کنند؟ چه مشکلی را این وضع می خواهد برطرف کند و چه تسهیلی را چنین وضعی می خواهد به وجود بیاورد؟ لذا وقتی که ما غرض وضع را در نظر می گیریم و هدف وضع را در نظر می گیریم، او به ما اجازۀ چنین کاری نمی دهد، اگر شما در اسم زمان می بینید که ما انقضی عنه المبدأ، اصلا تصور ندارد و آنچه آنجا هست فقط متلبس بالمبدأ است، آنجا دیگر دو فرد وجود ندارد: المتلبس و المنقضی، آن وقت چه اثری بر این مترتب می شود که اسم زمان را برای یک معنای جامع و قدر مشترک بین متلبس و منقضی وضع بکند، در حالی که منقضی عنه المبدأ در آنجا غیرقابل تصور است و فرد انحصار به متلبس بالمبدأ فی الحال دارد؟ پس این بیان ایشان با غرض از وضع و هدف از وضع اصلا سازگار نیست، اگر یک مفهوم عامی منحصرا یک مصداق داشت در مقام وضع باید آن مصداق مورد ملاحظه واقع بشود و وضع برای مفهوم عام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه