سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 538

صفحه 538

واقعیت، معنای حرفی است.

به عبارت دیگر: این طور نیست که معنای حرفی و معنای اسمی، تفاوت و اختلافشان در اعتبار باشد، مسأله، اعتباری و فرضی نیست مثل امور اعتباریه ای که«یدور مدار الاعتبار»، مسأله این طور نیست، که گاهی در اعتبار هم اختلاف تحقق پیدا می کند، عقلا یک چیزی را اعتبار می کنند، شارع اعتبار نمی کند، معاملات فاسده چه بسا به حسب نظر عقلا، اتصاف به بطلان ندارد؛ یعنی عقیب آن معاملات ملکیت اعتبار می شود، زوجیت اعتبار می شود، ولی شارع حکم نمی کند به ملکیت، حکم نمی کند به زوجیت؛ یعنی اعتبار نمی کند ملکیت و یا زوجیت را. امور اعتباریه«تدور مدار الاعتبار» و مربوط به معتبر است، اما معانی حرفیه این چنین نیست، این یک واقعیت تکوینّیه است، یک حقیقت است که اگر زید باشد لکن در خارج از«دار»، شما نمی توانید قضیه«زید فی الدار» را مطرح کنید، الاّ به صورت قضیه کاذبه. باید این ظرفیت به حسب واقع تحقق پیدا کند، تا شما بتوانید به عنوان حکایت و به عنوان نقل آن واقعیت مسألۀ«زید فی الدار» را مطرح کنید. پس معانی حرفیه عبارت از این قسم هستند.

بیان مراد از موضوع له خاص در معانی حرفیه

یک نکته ای را سابقا در بیان معانی حرفیه ذکر کردیم، اینجا هم تکرارش را من خالی از فائده نمی دانم، به لحاظ اینکه بزرگانی مثل مرحوم آخوند در این ورطه به اشتباه رفته اند و آن این است:

اینکه مشهور در باب معانی حرفیه این را معتقدند که وضعشان عام و موضوع له شان خاص است؛ یعنی واضع در هنگام وضع، یک معنای کلی را در نظر گرفته، لکن برای آن معنای کلی وضع نکرده، بلکه برای افراد و مصادیق آن معنای کلی وضع کرده است، موضوع له را مصادیق می بیند، موضوع له را افراد می بیند. اینجا یک شبهه ای مرحوم آخوند خیال کرده اند و فرموده اند: اگر ما یک جملۀ خبریه تشکیل بدهیم و بگوییم: «سرت من البصره الی الکوفه» در مقام اخبار، چون نقل یک واقعیت می کنیم، کسی که از بصره حرکت کرده به جانب کوفه این تبعا یک ابتدای خاصی بوده، از دروازۀ خاصی بیرون آمده، از نقطه خاصی این حرکت تحقق پیدا کرده است، لذا در«سرت من البصره الی الکوفه» به اعتبار اینکه، نقل از واقعیت خارجیه می کند، می توانیم بگوییم که«من» در یک معنای جزئی استعمال شده، اما آنجایی که به صورت امر مطرح شد، مولا دستور داد و گفت: «سر من البصره الی الکوفه» آیا در مقام امر هم، خصوصیتی در کار است، یا امر به صورت کلی مطرح است؟

به عبارت روشن تر: یک وقت پدری به پسر خودش امر می کند، می گوید: از قم حرکت بکن و برو تهران، حالا فرض کنیم چند تا جاده و مبدأ حرکت وجود دارد، وقتی که تقییدی در کلام پدر مطرح نیست، طبعا این قضیه به صورت کلی مطرح است. اما اگر انسان حرکت کرد، بعد در مقام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه