سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 557

صفحه 557

که دلالت بر حرفه و امثال ذالک می کرد یک هیئت دیگری بود شبیه هیئت فاعل، می گفتیم: این دو هیئت، هر کدام یک مفادی دارند، اما هیئت ضارب و هیئت تاجر، هیئه واحده، هیچ فرقی بینشان وجود ندارد. پس چه باید گفت در اینجا؟ آیا ملتزم به تعدد وضع بشویم؟ بگوییم: همان طوری که کلمه عین را شما می گویید: دارای معانی متعدده هست و دارای وضعهای متعدد است، در باب هیئات هم، چه مانعی دارد شما این حرف را بزنید؟ بگویید: هیئت فاعل، «وضع تاره لمعنا» یی مثل ضارب، که مبدأش فعلیت دارد، «و اخری وضع لمعنی» یی مثل تاجر که مسألۀ حرفه در آن مطرح هست، بدون اینکه فعلیت در آن اخذ شده باشد، که حتی در سفر حج هم، «یقال له انه تاجر، فی حال النوم یقال انه تاجر»، اما در حال نوم اگر مثلا خیلی دقیق انسان باشد به کسی ضارب اطلاق نمی کند، بعد از آن که نائم هست و توجه و التفات ندارد، آیا مسألۀ تعدد وضع را در اینجا مطرح کنیم؟ همین طور که امام بزرگوار در همین قسمت، ولو این که اصل آن مطلبی را که من عرض کردم، در کلام ایشان نیست، می فرمایند: التزام به تعدد وضع مشکل است. بعید است که ما در هیئت فاعل دو مرتبه وضع را قائل بشویم و یا بیشتر، پس چه بگوییم اینجا؟ فرق بین تاجر و ضارب را به چه راهی بگذاریم اینجا؟

وضع اختلاف مبادی مشتقات

این طور فرق بگذاریم که در تاجر یک وضع تعیّنی به وجود آمده؛ یعنی تاجر استعمال شده در آن کسی که دارای حرفۀ تجارت است، اول این استعمال به صورت مجاز بوده، کم کم استعمال مجازی تکثر پیدا کرد و زیاد شد و شیوع پیدا کرد، به مرحله ای که به حد حقیقت رسید و مشتق را حتی از مبدأش جدا کرد، تجارت مبدأ التاجر، تجارت در آن فعلیت اخذ شده است، اما در تاجر دیگر فعلیت اخذ نشده است، در او حرفه تجارت مطرح هست، با اینکه تجارت مبدأ للتاجر، لکن کثرت استعمال تاجر فی«من له حرفه التجاره»، به حدی رسید که او را مستغنی از قرینه کرد و عنوان حقیقت در او تحقق پیدا کرد، اما در مبدأش همان فعلیت اصلیه به قوت خودش باقی است، لذا تجارت معنایش فعلیه التجاره است، اما تاجر«من له حرفه التجاره»، بین مبدأ و بین مشتق جدایی افتاد. در همان اثمار و مثمر هم به همین کیفیت بگوییم: مثمر، بواسطۀ کثرت استعمال، یک معنای حقیقی پیدا کرد در چیزی که قابلیت اثمار در آن وجود داشته باشد، شأنیت اثمار در آن وجود داشته باشد، اما همان مثمر مبدأش که عبارت از اثمار است، اثمار جنبۀ فعلیت در آن محفوظ است، اثمار؛ یعنی ثمره دادن بالفعل و اگر بخواهید بالفعل را از آن بگیرید باید کلمۀ شأنیت را به او اضافه کنید، بگویید: شأنیه الاثمار، اما وقتی که همین اثمار در قالب مثمر پیاده می شود، دیگر شأنیه المثمریه نمی خواهد. آنجا کلمۀ شأنیت در معنای مثمریت برحسب کثرت استعمال تا حدی معنای حقیقی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه