سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 586

صفحه 586

غیر از این نداریم. راه منحصر در اینجا، همین معنی است که ذکر کردیم.

نظر حضرت امام(ره) در حملیه به حمل شایع

لکن یک مطلبی را سیدنا الاستاذ الامام(ره) اشاره می کنند و آن این است که در قضایای حملیۀ روی ظاهر قضیه مشی نکنیم. ما اگر روی ادبیّت بخواهیم در«زید معدوم» و«شریک الباری ممتنع» مشی کنیم، ادبیت می گوید: این قضیه، قضیۀ موجبه است، این قضیۀ«ثبوت شیء لشیء» است، اگر ما یک مقدار دقت کنیم، معنای ممتنع را در نظر بگیریم، معنای معدوم را در نظر بگیریم، چه داعی داریم بگوییم: این قضیه، قضیۀ موجبه است و«ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت المثبت له» است؟ بلکه می گوییم: این قضیه سالبه است، سالبه اش هم سالبۀ محصّله است، در قضیۀ سالبه محصّله نیاز به وجود موضوع ندارد. شما اگر گفتید: «زید لیس بقائم» به نحو سالبه محصّله، با سالبه محصّله هم می سازد با اینکه زید وجود داشته باشد و قیام نداشته باشد و هم می سازد با انتفاء موضوع؛ یعنی زیدی نیست که اتصاف به قیام داشته باشد، زیدی وجود ندارد تا متصف به قیام باشد. اگر ما گفتیم:

«زید معدوم» این عبارت اخری از«زید لیس بموجود» است، اگر به جای معدوم، شما می گفتید:

«لیس بموجود»، این می شد قضیۀ سالبه و از آن سالبه های به انتفاء موضوع هم است. «زید معدوم» صورتش با این فرق می کند، تعبیر ادبیش با این فرق می کند و الاّ باطن«زید معدوم» همان«زید لیس بموجود» است.

اگر این حرف را بزنیم که در این قبیل از قضایا که محمول باطنش عبارت از نفی است ولو اینکه به صورت هم قضیۀ موجبه است، به صورت هم قضیۀ غیرسالبه است، لکن باطنش اینجا قضیۀ سالبه است، قضیۀ سالبه که شد، دیگر قاعدۀ فرعیّت در اینجا جریان ندارد، «ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت المثبت له» لازم نیست اینجا پیاده شود.

(سؤال... و جواب استاد:) به قضیۀ معدوله کاری نداریم. سالبه محصله است که هم با انتفاء محمول و هم با انتفاء موضوع می سازد. سالبه محصّله در مقابل معدوله المحمول است. یک وقتی می گویید: «زید لا قائم»، لا قائم را حمل بر زید می کنید، یک وقت می گویید: «زید لیس بقائم»، نفی می کنید قائمیّت را از زید. این اسمش سالبه محصله است. سالبه محصله با انتفاء موضوع هم سازگار است. آیا با قطع نظر از لفظ و عبارت«زید معدوم» همان«زید لیس بموجود» نیست، یا همان«زید لیس بموجود» است؟ شما نگویید: «زید موجود» باطنش«زید لیس بمعدوم» است، نه، دیگر خود موجود واقعیت است، موجود حقیقت است، «زید معدوم» به لیس موجود برمی گردد، اما«زید موجود» دیگر به«زید لیس بمعدوم» برنمی گردد. این غیر آنجایی است که یک تضادی بین دو وجود ثابت باشد، ممکن است به جسمی که سیاه است، بگویید که«لیس بأبیض»، جسمی که سفید است،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه