سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 2 صفحه 94

صفحه 94

می داند، منتها تمامیّت جسم از نظر طبّ و با دید یک طبیب، به اعتبار سلامت جسم و اعتدال مزاج است، به اعتبار عدم عروض امراض نسبت به اوست. پس طبیب هم صحت را به معنای تمامیّت می بیند، لکن اثری که از تمامیّت ملحوظ عند الطبّ و طبیب است، همان مسألۀ سلامت جسم و اعتدال مزاج است. لذا آمده صحت را به معنای سلامت و اعتدال مزاج معنا کرده است.

پس مرحوم آخوند(ره) معتقد است که صحت عند الکل یعنی عند ارباب جمیع العلوم، نه تنها اصولیین و فقها، به معنای تمامیّت است و اختلاف تعبیرات و اختلاف تفاسیر، به لحاظ آن آثار و اغراضی است که در هر علمی مورد نظر است و لذا آن اثر مترقب را در تفسیر صحت به کار برده اند و الاّ در باطن، همه صحت را به معنای تمامیّت می گیرند. در آخر مرحوم آخوند(ره) اضافه می کند که صحت و فساد دو امر اضافی اند، ممکن است یک عملی نسبت به یک حالتی صحیح باشد و نسبت به حالت دیگر غیر صحیح باشد. نماز مع التیمم برای واجد الماء فاسد است، همین نماز مع التیمم برای فاقد الماء اتصاف به صحت دارد. نماز چهار رکعتی برای مسافر، یتصف بالبطلان و برای حاضر یتصف بالصحه و التمامیّه. پس در حقیقت دو امر اضافی است و به حسب حالات، بین آنها فرق است.

مسألۀ صحت و فساد نه تنها در بحث صحیح و اعم مطرح است، بلکه چون در بعضی از مباحث آینده هم مطرح است، باید مورد ملاحظه قرار گیرد. مرحوم آخوند(ره) روی هم رفته فرمودند:

صحت و تمامیّت مرادف با هم هستند و در مقابل، فساد و نقصان، مترادف با هم ولو این که جهت دوم در کلام ایشان تصریح نشده، لکن لازمۀ بیان ایشان چنین معنایی خواهد بود.

عدم قبول معنای صحت و فساد از مرحوم آخوند

ما واقعیت مسأله را ملاحظه کنیم، ببینیم آیا اینطور است یا نه؟ دو جهت را ملاحظه می کنیم، می فهمیم که بیان ایشان به این صورت، در حقیقت قابل قبول نخواهد بود: اولا اگر تقابل بین اینها را حساب کنیم، می بینیم در تمامیّت و نقصان، بلا اشکال تقابل عدم و ملکه است. ناقص به چه گفته می شود؟ به آن موجودی که«من شأنه ان یکون تاما و لکنه بالفعل غیر تام.» مثلا اگر انسان دارای یک پا نباشد، می گوییم: «هذا الانسان ناقص». این به اعتبار این است که«من شأنه ان یکون له رجلان» چون دارای دو رجل نیست، از آن تعبیر به ناقص می کنیم. لذا همین تعبیر در فقه هم وارد شده؛ مثلا در باب نماز جماعت، یا لا اقل نماز جمعه، که تام نمی تواند به ناقص اقتدا کند. چون از خصوصیات امام یا مطلقا و یا در خصوص صلاه جمعه این است که حق ندارد ناقص باشد و مأمومین تام الخلقه و تام الاعضاء باشند. پس تقابل بین تام و ناقص، تقابل عدم و ملکه است. هیچ گاه به دیوار نمی گوییم:

«انه ناقص». اگر بپرسند که چرا این دیوار ناقص است، بگوییم: چون فاقد پا و رجل است، «لذا یکون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه