سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 129

صفحه 129

که ندارد، امر به معنای شیء، مثل لفظ انسان برای معنای خودش، مثل لفظ خود شیء برای معنای شیء است. آیا در لفظ شیء برای معنای شیء ماده و هیئت معین اخذ شده است؟ بلا اشکال اخذ شده است، در حالی که شیء قابل تصریف هم نیست، قابل اشتقاق و یک معنای حدثی هم نیست.

عدم وجود هیئت خاص در موضوع لفظ در امر به معنی طلب

پس وقتی که در رابطه با لفظ موضوع نیست و به معانی غیر حدثیه وارد می شویم، می بینیم امر، مثل زید است، «له ماده معینه و هیئه معینه». اگر امر را«امر» کردید دیگر به معنی شیء نیست، چرا؟ برای اینکه در آیه شریفه به دنبال شیء آمد«لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً إِمْراً» ، إمرش که دیگر نمی شود به معنای شیء باشد تا تکرار شیء لازم بیاید. پس امر«بمادته و هیأته وضع لمعنی غیر حدثی و هو الشیء».

حالا معنای حدثی را بررسی می کنیم: آن امری که به معنای طلب وضع شده، آن امری که به معنای اشتقاقی و قابل تصریف و تحوّل و تغییر وضع شده، بنابر آن تحقیقی که در بحث سابق ذکر کردیم که در باب مواد مشتقات مثل ضرب و امثال ذلک موضوع عبارت از الضرب و القتل نیست، بلکه آنچه که به عنوان مادۀ مشتقات وضع به آن تعلق گرتفه عبارت از«ضاد» و«راء» و«باء» فی ضمن «ایّ هیئه تحصل، و ایّه هیئه عرضت له»، موضوع یک لفظ دارای هیئت خاص نیست، وقتی که واضع می خواست برای کتک یک لفظی را وضع کند نیامده بگوید: «الضرب وضع للکتک»، اگر می گفت:

«الضرب وضع للکتک» ما می گفتیم: «ضرب له ماده معینه و هیئه معینه»، و این مجموعه ماده و هیئت دخالت دارد در معنای موضوع له. اما بعد از آن که مواجه شدیم که اگر هیئت هم در آن وضع اولی نقش داشته باشد چون هیئتهای دیگر مغایر با آن هیئت است، و هیئت الضرب در ضرب محفوظ نیست، هیئت الضرب در ضارب محفوظ نیست، لذا مجبور شدیم که مسألۀ هیئت را به عنوان دخالت در وضع از بین ببریم و بگوییم: وقتی که واضع کتک را که یکی از معانی حدثیه است در نظر گرفت، وقتی که مسألۀ کشتن و امثال اینها را در نظر گرفت نیامد یک لفظ با یک هیئت را در برابر این واقعیت حدثی به نام کتک و کشتن و امثال ذلک وضع کند، برای اینکه اگر پای هیئت خاص در کار می آمد لازمه اش عدم امکان اشتقاق است، ضرب نمی تواند با حفظ الضرب محفوظ بماند، الضرب اگر بخواهد ضرب شود باید لباس هیئت را از تنش بیرون بیاورد، و یک هیئت دیگری بپوشد به نام ضرب تا عنوان فعل ماضی بر او منطبق باشد. لذا ممکن نیست که در وضع اولی ماده به ضمیمه هیأت دخالت در وضع داشته باشد آنچه دخالت دارد نفس الماده است، در باب امر، «الف» و«میم» و«راء»، در باب ضرب، «ضاد» و«راء» و«باء»، در باب قتل، «قاف» و«تاء» و«لام» اینها به عنوان موضوع دخالت دارد، برای اینکه یک جهتی در آن وجود دارد که در تمامی مشتقات و در تمامی تصریفات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه