سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 168

صفحه 168

امّا نتیجه ای که از حرفشان می گیرند مورد اشکال است.

امر و التماس دو حقیقت متفاوت

مقدمه ای که مطابق با ذوق عرفی هم هست این است که ما در نظر عرف ملاحظه می کنیم، می بینیم مسألۀ امر و حقیقت امر یک حقیقت است، و مسألۀ تقاضا و التماس و دعای به معنای عام یک حقیقت دیگری است، آیا تقاضا و التماس را ما از شعب امر بدانیم؟ بگوییم: امر گاهی به صورت تقاضا و التماس است، و گاهی به غیر این صورت؟ یا اینکه عرف این دو را متقابل می بیند؟ و این دو حقیقت را متغایر می بیند؟ امر یک معنا و مفهوم خاصی دارد، و التماس و تقاضا یک مفهوم و یک حقیقت دیگر.

این مقدمه انصافا مقدمه خوبی است، و از همین مقدمه ما استفاه کردیم، و گفتیم: آنجایی که پدر به صورت التماس از بچه اش چیزی بخواهد، یا به صورت تقاضا چیزی را طلب کند، عرف نمی گوید: «انه امر ابنه بکذا» بلکه عرف می گوید: «التمس من ابنه کذا»، یا از ابنش فلان چیز را تقاضا کرد. مقدمه خیلی مقدمه جالبی است، امّا به دنبال این مقدمه، ایشان می فرمایند: طلبهایی که از متکلم صارد می شود دو نوع است: یک وقت این است که متکلم می خواهد به نفس این طلب، به نفس این هیئت«افعلی» که از او صادر می شود در مأمور و مخاطب ایجاد تحریک کند. متکلم بدون اینکه قولی یا فعلی در کنار این لزوم داشته باشد، به نفس هیئت«اضرب» می خواهد مأمور و مبعوث را در خارج ایجاد کند. پس در حقیقت وسیلۀ رسیدن مولا به هدف خودش که تحقق ضرب در خارج است، همین نفس و هیئت افعل«من دون ضمیمه شیء آخر» است. اما گاهی از اوقات متکلم می بیند یک هیئت افعل به تنهایی نمی تواند ایجاد تحرّک در آن مأمور کند، نمی تواند ایجاد انبعاث در آن شخص هیئت افعل به تنهایی نمی تواند ایجاد تحرّک در آن مأمور کند، نمی تواند ایجاد انبعاث در آن مشخصی که از او طلب شده است، کند، بلکه نیاز به یک مسائلی دارد، یک قدری باید دنبالش التماس کند، یک قدری گریه و زاری کند، یک قدری دعا برای والدین این غنیی که می خوئاهد فقیر از او پول بگیرد بکند، مجرد اینکه بیاید به یک غنی بگوید: پول بده، این ایجاد انبعاث نمی کند، باید کنار این پول بده، مطالبی ضمیمه شود، من فقیرم، من مستضعفم، خدا والدین شما را رحمت کند، و امثال ذلک. پس اینجا متکلم که فقیر است، ولو اینکه همان صیغۀ افعل و هیئت افعل را به کار برده است، اما خودش می بیند که این هیئت افعل به تنهایی نمی تواند وسیله ای برای رسیدن او به هدف واقع شود، بلکه نیاز به یک مسائل جنبی فعلی و قولی دارد.

مرحوم آقای بروجردی(ره) می فرمایند: ما آن قسم اول از طلب را امر می گوییم، آنجایی که متکلم می خواهد به نفس هیئت افعل به مرادش برسد بدون اینکه مسألۀ جنبی ضرورت داشته باشد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه