سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 17

صفحه 17

حقیقت است، منتها واقعیت آن یک واقعیت خاصه ای است، واقعیتی است که نیاز به طرفین دارد. اگر بخواهد حقیقت ظرفیت تحقق پیدا کند، باید(زید) باشد، (دار) هم باشد و(زید در دار) باشد، تا واقعیت ظرفیت تحقق پیدا کرده باشد. زید به تنهایی نمی تواند، دار به تنهایی نمی تواند، زید در دار واقع ظرفیّت را تشکیل می دهد و این یک واقعیت است. اگر ده سال دار باشد، ظرفیت محقق نمی شود، زید در غیر دار باشد، ظرفیت تحقق پیدا نمی کند، اما وقتی که زید دردار قرار گرفت، این به حسب واقع ظرفیّت محقق می شود و این واقعیت مثل همان واقعیت عرض است منتها یک مرحلۀ ضعیف تر است، برای اینکه در باب اعراض نیاز به یک موضوع هست، نیاز به یک معروض تحقق دارد، اما در معانی حرفیه دو طرف لازم دارد، نیاز به شیئین دارد تا ظرفیت تحقق پیدا کند، ما در باب معانی حرفیه چنین حرفی زدیم.

واقعیت موجود در باب مشتق

در باب مشتق هم یک واقعتیی تحقق دارد که اگر آن واقعیت نباشد، اصلا جا برای مشتق باقی نمی ماند، محلی برای اسم فاعل مثلا باقی نمی ماند. اگر زیدی نباشد، ضربی نباشد و تلبس زید به ضرب نباشد، آیا می شود معنای اشتقاقی تحقق پیدا کند؟ حالا نمی خواهیم بگوییم همه اینها داخل در معنای مشتق است، بلکه همان طوری که من تعبیر کردم، بالاخره ما یک سلسله مسائلی لازم داریم تا عنوان مشتق بخواهد تحقق پیدا کند، اگر ذاتی نباشد، اگر مبدأ و هدفی نباشد، اگر تلبس ذات به مبدأ نباشد، آیا عنوان اشتقاقی تحقق پیدا می کند؟ شما بدون اینکه زیدی باشد، ضربی باشد، تلبسی باشد، هزار مرتبه رو به قبله بنشینی و مفهوم ضرب را به صورت(لا بشرط) اعتبار کنی، بر چه حمل می شود؟ این مفهوم را شما(لا بشرط) اعتبار کردید، آیا اعتبار شما کار را درست می کند؟ اعتبار شما برنامه را تغییر می دهد یا اینکه شما با کلمۀ ضارب حکایت ا زیک واقعیت می کنید با کلمۀ ضارب یک واقعیتی را می خواهید نشان بدهید. آیا آن واقعیت غیر از این است که باید ذاتی باشد و در معنای مشتق است، بلکه همان طوری که من تعبیر کردم، بالاخره ما یک سلسله مسائلی لازم داریم تا عنوان مشتق بخواهد تحقق پیدا کند، اگر ذاتی نباشد، اگر مبدأ و هدفی نباشد، اگر تلبس ذات به مبدأ نباشد، آیا عنوان اشتقاقی تحقق پیدا می کند؟ شما بدون اینکه زیدی باشد، ضربی باشد، تلبسی باشد، هزار مرتبه رو به قبله بنشینی و مفهوم ضرب را به صورت(لا بشرط) اعتبار کنی، بر چه حمل می شود؟ این مفهوم را شما(لا بشرط) اعتبار کردید، آیا اعتبار شما کار را درست می کند؟ اعتبار شما برنامه را تغییر می دهد یا اینکه شما با کلمۀ ضارب حکایت از یک واقعیت می کنید با کلمۀ ضارب یک واقعیتی را می خواهید نشان بدهید. آیا آن واقعیت غیر از این است که باید ذاتی باشد و مبدئی باشد و تلبس ذات به مبدأ باشد؟ غیر از این چیز دیگری در کار هست یا اینکه شما همین طور نشستید و در خزینه تخیل را باز می کنید، می گویید: من همین طوری می خواهم ضرب را(لا بشرط) اعتبار کنم، می خواهم ضرب را(بشرط لا) اعتبار کنم، آیا این اعتبار واقع، قطع نظر از واقعیت است یا این اعتبار نفس همان واقعیت است؟ اگر با قطع نظر از واقعیت است، اگر شما ضرب را(لا بشرط) اعتبار کردید، این قابل حمل بر زید است؟ چگونه این تصور می شود که اگر ضرب به معنای کتک هیچ اضافه ای در این معنا در آن وجود ندارد، اگر شما این را(لا بشرط) اعتبار کردید، این«هو هویت» است. آیا زیدی که عبارت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه