سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 18

صفحه 18

از یک انسان است اسم ذات است و ضربی که به معنای کتک و یک معنای حدثی است، چطور می شود با اعتبار بین اینها اتحاد«هو هویت» درست کرد؟ چگونه می توانیم ما قضیۀ حملیه تشکیل بدهیم و بگوییم اگر ضرب را شما(لا بشرط) فرض کردید، قابل حمل است، اما اگر(بشرط لا) اعتبار کردید قابل حمل نیست، اینها به اعتبار، ارتباطی ندارد.

آنجایی که شما می گویید: «زید ضارب» واقعیت، یک واقعیت دیگر است و آن واقعیت این است که: ذاتی هست، مبدئی هست، تلبس ذات به مبدأ تحقق دارد، لذا شما به عوان حکایت از آن واقعیت کلمه«زید ضارب» را به کار می برید، اما در«زید ضرب» واقعیت، یک واقعیت دیگر است و آن واقعیت این است واقعیتی وجود داشتهباشد، برای اینکه ضرب که اتحاد با زید ندارد، ضرب صادر از زید است، متحقق از زید است، نه اینکه متحد بازید باشد و بین ضرب و زید یک اتحاد و هو هویتی تحقق داشته باشد. لذا با اینکه بزرگانی حتی از فلاسفه، به این مطلب قائل شده اند، اما به قول مرحوم شیخ عبد الکریم حائری مؤسس حوزه ایشان گاهی بعضی از مسائل معقولی که مطرح می شده، در جواب می فرموده که ما معقول درست نخواندیم، اما عقلش را داریم. عقل را از دست ندادیم. عقل در جای خودش محفوظ است. آیا کدام عقلی اجازه می دهد که ما بین«زید ضرب» و«زید ضارب» چنین فرق اعتباری نیش غولی قائل بشویم و هیچ کاری به واقعیت و تفاوتی که در واقع بین ضارب و ضرب وجود دارد نداشته باشیم و بگوییم: ضارب همان ضرب است، منتها ضرب(لا بشرط)، «ما معنی الضارب، معناه الضرب»، کدام ضرب، ضرب(لا بشرط)، لا بشرط چیست؟ اعتبار می کنیم پیش خودمان ضرب را، یک حیث(لا بشرطی) و با این حیث(لا بشرطی) حمل بر زید کنیم. مگر قضایای حملیه این جوری در اختیار من و شماست که با یک اعتبار بتوانیم این مسائل را درست کنیم؟ «زید ضارب» حاکی از واقعیت است، واقعیتش ربطی به مسألۀ ضرب ندارد. آنجا تلبس مطرح است، ذات مطرح است ولو اینکه در معنای تصوری و معنای ادراکی مشتق این ترکیب وجود نداشته باشد اما واقعیت را که نمی شود انکار کرد.

لذا خود محقق شریف(ره) هموقتی که می خواهد برای بساطت دلیل اقامه کند، در تعبیر بساطت این طوری که از ایشان نقل شده می گوید: این معنای بسیط انتزاع شدهاز ذات به اعتبار تلبسش به مبدأ، منتزع منه آن یک واقعیت است، واقعیت ذات، مبدأ تلبس ذات به مبدأ، منتها در عین حال می گوید: معنای مشتق بسیط است، یعنی یک معنای واحد انتزاع شده از این واقعیت، این است معنای مشتق. اما ما بخواهیم بگوییم: نخیر، ضارب همان ضرب است، منتها یکی اعتبار(بشرط لایی) دارد، یکی اعتبار(لا بشرطی) دارد، این بطلانش اوضح من الشمس است، هرکسی در هر مقامی این حرف را بزند این حرف از ابده بدیهیات موارد بطلان است، برای اینکه ما نمی توانیم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه