سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 227

صفحه 227

«یوجد به»، یعنی به سبب آن لفظ، معنا وجود پیدا می کند، «امّافی نفس الامر»، نه در واقع وجود پیدا کند، و نه در ذهن وجود پیدا کند، بلکه در نفس الامر که اعم از ذهن و خارج است.

خلاصه؛ ایشان می فرماید: انشاء، عارت از لفظ است. ما می دانیم که در خیلی از معاملات، لفظ خصوصیتی ندارد. مخصوصا در باب بیع که«علی ما هو التحقیق» به معاطات، هم تحقق پیدا می کند.

لازم نیست که عامل وجود معنا و آن سببی که مؤثّر بر تحقق معناست حتما لفظ باشد، و شاید علت اینکه ایشان لفظ را معنا کرده اند، نه برای احتراز از غیر لفظ باشد، بلکه برای اینکه لفظ روشن ترین و واحض ترین چیزی است که انشاء به سبب آن تحقق پیدا می کند، در حقیقت فرد کامل، فرد واضح را ایشان تعبیر کرده اند، و الاّ مقصود، اخراج فعل نبوده است. در حقیقت، مراد ایشان: «القول او الفعل» است، نه«القول لا الفعل».

تحقق انشاء به لفظ

از این عبارت ما استفاده می کنیم که وجود انشائی و انشاء به لفظ یا قول، تحقق پیدا می کند به این صورت که وقتی بایع می گوید: «بعت»، یا زوجه در صیغه نکاح می گوید: «انکحت»، اراده می ند که این بیع که عبارت از یک امر اعتباری است، به سبب قول«بعت» و لفظ«بعت» در نفس الامر که شامل عالم اعتبار هم می شود تحقق پیدا کند. اگر بیع تحقق پیدا کرد، این عند العقلا، منشاء آثاری، و زمینۀ ترتب احکامی خواهد بود. بیع که تحقق پیدا کرد«یجوز للبایع التصرف فی المبیع بایّ نحو شاء» و «ملکیت البایع للمبیع» تحقق پیدا می کند. و همین طور در باب زوجیت، زوجه کهدر مقام خطاب به زوج می گوید: «انحکتک نفسی مثلا بالمهر المعلوم»، این زوجه به لفظ«انکحتک» اراده می کند اینکه نکاح و زوجیت که یک امر اعتباری عقلایی و شرعی است، در عالم اعتبار تحقق پیدا کند. پس لفظ «انکحتک یوجد به و یتحقق به مفاده و معناه» که مفادش عبارت از نکاح و زوجیت است، و این نکاح و زوجیت، منشاء ترتّب آثار فراوان است، هم از نظر عقلا و هم از نظر شرع.

پس در حقیقت؛ ما از یک طرف، واقعیت بیع را یک امر اعتباری می دانیم، به خاطر اینکه بی، مثل انسان نیست که دارای وجودات حقیقیه باشد. انسان یک سری وجودات حقیقیه و مصادیق واقعیه دارد که این وجودات را انسان بالعیان مشاهده می کند، یک وجود ذهنی هم دارد. در باب بیع و نظائر بیع، ما واقعیتی برای حقیقت بیع نمی توانیم تصور کنیم برای اینکه وقتی که زید کتابی را به عمرو می فروشد، نه در واقعیت زید، تغییری پیدا می شود، نه در واقعیت عمرو، تغییری به وجود می آید، و نه در واقعیت کتاب، اثری ظاهر می شود، فقط نتیجۀ این امر اعتباری این است که اضافۀ اعتباری زید نسبت به کتاب، انتقال به عمرو پیدا می کند و بالعکس؛ اضافۀ اعتباری عمرو در رابطه با ثمن، انتقال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه