سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 239

صفحه 239

بگویید، مطلب را تمام شده می بینید و به لفظ آن مطلب تمام شده را اظهار می کنید که در نتیجه، این عقد شما مثل قبالۀ نکاح باشد؟ این قباله نکاح شأنش چیست و چه می گوید؟ این قباله«یحکی عن النکاح الواقع». آیا«انکحت و قبلت» هم«یحکی عن النکاح الواقع؟» یعنی حکم قباله را دارد؟ «کما ان القباله تحکی عن النکاح الواقع فی ما سبق»، لفظ«انکحت و قبلت» هم«تحکی عن النکاح الواقع» ولو دو دقیقه قبل؟ آیا جنبه حکایت در این الفاظ وجود دارد؟ جنبه دلالت و امّاریت در این الفاظ وجود دارد؟

ما وقتی که به خودمان«بما اننا متشرعه، بما اننا» مثلا دو کلمه درس خوانده مراجعه می کنیم، می بینیم مسأله این طور نیست. در معاملاتی که عقلا هم انجام می دهند، این قراردادهایی که مثلا بین دولتها واقع می شود، آیا این قرارداد لفظی بین اینها«یحکی» از اینکه قبلا قرارداد بود یا به نفس این الفاظ، قرارداد تحقق پیدا می کند و واقع می شود؟ ما وقتی که مراجعه به عقلا و متشرعه می کنیم، می بینیم این الفاظ به عنوان امّارۀ از یک امر نفسانی متحقق قبل از تحقق این الفاظ نیست، بلکه به نفس«هذه الالفاظ» مطلب وجود و حدوث پیدا می کند.

موضوعیت داشتن الفاظ معاملات

علاوه بر این، یک اشکال دیگری به ذهن من آمد. اگر شما این الفاظ را به عنوان امّاره و کاشف مطرح می کنید، امّاره و کاشف برای صورت شک است. اگر شما یین دارید که این اعتبار نفسانی تحقق دارد، دیگر مبرز می خواهد چه کند؟ مظهر می خواهد چه کند؟ آیا این مبرز و مظهر، موضوعیت دارد یا طریقیت؟ شما که تعبیر می کنید«انه امّاره و کاشفه» معنایش این است که این مرز و مظهر، طریقیت دارد. من می خواهم یک طریقه بالاتری درست کنم و آن در جایی است که من علم به«ما فی النفس» این زوجه یا این بایع داشته باشم، یقین دارم که این بایع در نفس خودش اعتبار ملکیت کرد، یقین دارم که این زوجه در نفس خودش اعتبار زوجیت کرد، دیگر«ما الحاجه الی هذه الالفاظ؟» این الفاظ وقتی که به عنوان مبرز و مظهر مطرح است، ما مبرز و مظهر بالاتر داریم، و البته گاهی از اوقات علم دارد، «اذا علم انّ البایع فی نفسه اعتبر الملکیه والزوجه فی نفسها اعتبرت الزوجیه»، شما می گویید: کافی است؟ جرأت دارید بگویید: «البیع قد تحقق و الزوجیه قد تحققت» یا اینکه این الفاظ موضوعیت دارد؟ اگر الفاظ موضوعیت داشت، معنایش این است که قبل الالفاظ، چیزی تحقق پیدا نکرده است، قبل الالفاظ، مطلبی واقع نشده است و به لفظ باید مطلب تحقق پیدا کند، و آن مطلبی که به لفظ تحقق پیدا می کند، همین بیع است«الذی هو امر اعتباری»، کما اینکه شارع بیع را اعتبار می کند، ملکیت را در مواردی اعتبار می کند، بایع هم به کلمۀ«بعت»، به این امر اعتباری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه