سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 253

صفحه 253

ما معتقد به این مطلب می شویم که یک صفت دیگری، یک واقعیت دیگری یک حقیقت دیگری به نام«کلام نفسی» در رابطۀ با ذات تحقق دارد، و مثل آنها اتصاف به قدمت دارد، و قرآن را هم در همین رابطه ما می دانیم. قرآن را هم که متصف به قدمت می کنیم به خاطر همین کلام نفسی قائم به ذات خداوند تبارک و تعالی است.

البته اکتفای به این نکردند و گفته اند: همان طوری که خداوند علمش از صفات ذاتیه و قدیمه است، و قدرتش از صفات ذاتیه و قدیم است، و در عین حال منافات ندارد که انسانها هم عالم باشند، منتهی نه به آن سعه و نه با آن عنوان عینیت و قدمت، ما کلام عالم را بر انسان به صورت مجاز که اطلاق نمی کنیم، قدرت درباره خداوند از صفات ذاتیه و قدیم است، امّا در عین حال در انسانها هم کلمۀ قدرت استعمال می شود نه به معنای دیگر، بلکه به همان معنا، منتهی در انسانها چندتا خصوصیت دارد، یکی اینکه دائره قدرت محدود است، نمی توانیم بگوییم: «ان الانسان علی کل شیء قدیر»، این را نمی شود گفت، و یکی دیگر این است که قدرت در انسان اتصاف به قدمت ندارد، بلکه همان طوری که خود انسان حادث است، قدرت هم حادث است. و گفته اند: عین این معنا را ما در باب کلام نفسی هم پیاده می کنیم، چه مانعی دارد. کلام نفیس وقتی که در رابطۀ با ذات ربوبی مطرح می شود، این قدیم است به«قدم الذات»، امّا همین کلام نفسی دباره جمل انشائیه و خبریه هم وجود دارد. حالا آن کلام نفیس انسانها در جمل انشائیه و خبریه چیست؟ می گویند: در جمل خبریه آنچه که در نفس شما است چیست؟ شما وقتی که زید از مسافرت آمده و این مسأله را به صورت «جاء زید من السفر» برای رفیقتان مطرح می کنید، در کنار این الفاظ چه چیز در ذهن شما و در نفس شما وجود دارد؟ آن علم به آمدن زید است از سفر. اطلاع شما است بر اینکه زید از سفر آمده، می گویند: ما قبول داریم، لکن ما می گوییم: غیر از مسأله علم شما در کنار«جاء زید من السفر»، یک امر نفسانی دیگری وجود دارد که«نعبّر عن قبل کلام النفسی»، امّا این کلام نفسی کلام نفسی حادث است، غیر از آن کلام نفسی قدیم مربوط به ذات باری تعالی است.

تعریف کلام نفسی، طلب، ترک طلب

پس غیر از علم و تصدیق شما یک امر نفسانی دیگری وجود دارد که ما از او تعبیر به«کلام نفسی» می کنیم، و در جمل انشائیه، اینها تقریبا یک مقدار تقسیم بندی می کنند، می گویند: جمل انشائیه ای که مشتمل بر امر باشد مثل«صیغۀ افعل»، اینجا قبل از اینکه مولی به عبدش بگوید: «ادخل السوق و اشتری اللحم» در نفس مولی چه تحقق دارد؟ آنها می گویند: شما می گویید: در نفس ملوی اراده ای وجود دارد که متعلق است به اینکه اشتراء لحم تحقق پیدا کند، «اراده المولی المتعلق باشتراء اللحم»،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه