سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 26

صفحه 26

ارتباطی ندارد، بلکه به عنوان یک وصف عام و به عنوان یک عرض عام مطرح است که این عرض عام علی کل مقوله صادق است«و علی الواجب و الممکن و الممتنع» هم صادق است. پس در نتیجه شیء به عنوان یک عرض عام مطرح است. آن وقت اگر شما عنوان شیء را در ناطق آوردید، لازمه اش این است که این معنا را ملتزم شوید که عرض عام داخل در جزء مقوم ماهیت که عبارت از فصل است، در حالی که حساب ذاتیات با حساب عرض عام و خاص جداست. عرض خارج از ماهیت است، حتی عرض خاص هم خارج از ماهیت است، تا چه رسد به عرض عام. اگر در معنای ناطق عنوان شیء آمد، لازمه اش این است که عرض عام داخل در فصل شده باشد، یعنی چیزی که خارج از ذات و خارج از قوام ذات است و به عنوان عرض مطرح است، این جزء مقوم ذات بشود، جزء فصل بشود، جزء چیزی که حقیقت ذات به آن تقوّم دارد بشود. پس اگر شما مفهوم شیء را در مشتق ناطق اخذ کردید«یلزم دخول العرض العام فی الفصل و هو محال».

اما اگر مصادیق شیء را داخل در معنای مشتق دانستید، آن وقت باید(این اشکال مربوط به ضاحک است) ضاحک را این طوری معنا کنیم، آن اشکال اول در ضاحک وارد نمی شود برای اینکه عرض عام داخل در عرض خاص شده، مسأله ای به وجود نمی آید که عرض عام داخل فصل باشد مستلزم محال است، لذا این اشکال دوم فقط روی ضاحک پیاده می شود و اشکال اول روی ناطق. اگر شما مصداق شیء را بخواهید در معنای مشتق بیاورید، در ضاحک آنچه مصداق شیء است و می خواهد در معنای ضاحک جزئیت پیدا کند، خود انسان است و چیز دیگری نیست که بخواهد مصداق شیء باشد و در معنای ضاحک جزئیت داشته باشد، آن مصداق فقط انسان است، آن وقت معنای«الانسان ضاحک» می شود: «الانسان، انسان له الضحک» چون مصداق شیء که انسان شد، جزئیت پیدا کرد در معنای ضاحک، معنای«الانسان ضاحک» می شود«الانسان، انسان له الضحک».

اما این معنا چه اشکالی دارد؟

محقق شریف(ره) می فرماید: اشکالش این است که قبل از اینکه این حرفها پیش بیاید، ابتداء اگر از شما می پرسیدند که«الانسان ضاحک» این چه نوع قضیه ای است؟ آیا قضیۀ ضروریه است؟ قضیۀ ممکنه است؟ قضیۀ فعلیه است؟ آن جهاتی که شما در باب منطق به عنوان جهات قضایا ملاحظه کرده اید، در«الانسان ضاحک»، این«قضیه موجّهه بایّ جهه»؟ تردیدی نیست که این قضیه، قضیۀ ممکنه است. «الانسان ضاحک، یعنی: یمکن أن یکون الانسان ضاحکا» قضیۀ ضروریه نیست، مسأله ثبوت ضحک برای انسان، یک قضیۀ ممکنه ای است که البته امکانش هم فقط در رابطه با انسان است.

در غیر انسان مثلا سنگ«لا یمکن أن یکون ضاحکا» اما«الانسان یمکن ان یکون ضاحکا». پس قضیۀ «الانسان ضاحک» قبل از آنکه چنین توجیهی در آن به کار ببریم این قضیۀ ممکنه است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه