سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 279

صفحه 279

مورد انکار قرار ندهند؛ لذا مولی امری نسبت به این عبد صادر می کند که می داند نمی تواند این امر را اطاعت کندو در مقام مخالفت این امر برخواهد آمد. تا بعد این مخالفت عذری شود برای تنبیه مولی برای مؤاخذه، برای عقوبت صادره از قبل مولی.

اینجا که مولی یک چنین امری صادر می کند، در قلب و نفس مولی هیچ اراده ای به تحقق این «مأمور به» از شخص این عبد نیست، کاری ندارد که این«مأمور به» تحقق پیدا کند یا نه؟ آنچه را که مولی دنبال می کند و هدف مولی است این است که می داند این عبد مخالفت می کند، و مخالفت برای تنبیه مولی، عذری می شود. از چنین اوامری به«اوامر اعتذاریه» تعبیر می کنند، یعنی اوامری که برای مولی عذر می تراشد، اوامری که برای مولی راه می گشاید، و الاّ مولی نظری نسبت به تحقق مأمور به در خارج ندارد.

اشاعره می گویند: آیا در«اوامر اعتذاریه» شما در جهت امر بودن این اوامر می توانید تردید داشته باشید؟ و بگویید: «اوامر اعتذاریه، لیست بامر»، اگر هم ما امر بر او اطلاق کنیم، به عنوان مجاز و مسامحه بر او اطلاق می کنیم، می گویند: مسأله این طور نیست، «اوامر اعتذاریه، حقیقه امر و یجری علیها ما یجری علی الاوامر الاخر»، آنچه کهدر مورد اوامر دیگر است در مورد«اوامر اعتذاریه» هم وجود دارد، مسألۀ استحقاق عقوبت بر مخالفت و امثال ذلک همه ترتب پیدا می کنند.

وقتی ک امر بودن اینها هم چهرۀ حیقت به خوشد گرفت، آن وقت می گویند: ما سؤال می کنیم که آن صفت نفسانیه ای که در«اوامر اعتذاریه» است که شما مثلا می گفتید: اراده است، ما می دانیم که «اراده المولی» اینجا تحقق ندارد که این عبد واقعا این«مأمور به» را در خارج انجام بدهد، بلکه هدف مهم مولی کتک زدن به عبد و تنبیه عبد است، نه اینکه این«مأمور به» در خارج تحقق پیدا کند.

پس خلاصۀ حرف اینها و استدلال اینها این شد که«اراده المولی» در بعضی از اوامر وجود دارد، و در بعضی از اوامر وجود ندارد، در حالی که همۀ این امرها یکسان است، و همه حقیقت است و همۀ آثار امر بر آن ترتب پیدا می کند.

پس می گویند: ما نتیجه می گیریم که غیر از آن«اراده المولی» که در قسم اول اوامر تحقق دارد یک صفت نفسانیۀ دیگری به صورت متحد المآل در تمامی این سه نوع اوامر تحقق دارد که آن صفت نفسانیه را به عنوان عام از او تعبیر به کلام نفسی می کنیم، و به عنوان خاص از او تعبیر به طلب می کنیم، و نتیجه می گیریم که«هذا الطلب غیر الارده»، در آن قسم اول که اراده وجود دارد، این طلب هم تحقق دارد، در آن دو قسم دیگر اراده ای وجود ندارد، تنها طلب است، اما در قسم اول هم اراده وجود دارد و هم طلب. و در نتیجه، «الطلب مغایر مع الاراده». این دلیلی است که در جمل انشائیه ذکر کردند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه