سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 28

صفحه 28

چنین نیست. با نظر دقّی ناطق«شیء له النطق» است، ضاحک هم«شیء له النطق» است. آیا این همان حرف مرحوم آخوند است که آخوند اسم آن را بساطت گذاشته و شارح مطالع اسم آن را ترکیب گذاشته؟ این همان حرف است، یا اینها دو حرف است؟

شارح مطالع می گوید: تحلیل در کار نیست، لکن همین نظر را اگر از سطحی بودن بر کنار کنید و به عنوان نظر دقی مطرح کنید، مسألۀ ترکیب در کار است. پس شارح مطالع نمی خواهد بگوید: ناطق «عند التحلیل ینحل الی شیئین» عند التحلیل نه. نظر دقّی غیر از تحلیل است. نظر دقّی معنایش این است که در رابطۀ با همان ادراک خودتان، در رابطۀ با همان لحاظ و تصور خودتان، بدون اینکه شما تحلیل کنید، اما خوب نگاه کنید نظر، نظر بدوی نباشد، نظر، نظر سطحی نباشد، یک مقدار دقت کنید می بینید دو مطلب است، نه دو مطلب تحلیلی، بلکه دو مطلب واقعی و حقیقی تحقق دارد.

مراد مرحوم آخوند(ره) و محقق شریف(ره) از ترکیب و بساطت

پس آنچه مورد سؤال من است، این است که آیا این تعبیری که صاحب کفایه در رابطۀ با بساطت می کند، همان تعبیری است که شارح مطالع در رابطۀ با ترکیب می کند که در حقیقت شارح مطالع و صاحب کفایه در معنای بساطت و ترکیب با هم اختلاف داشته باشند؛ یعنی آنچه را که شارح مطالع ترکیب می داند، صاحب کفایه آن را بسیط می بیند؟ آیا مسأله این طوری است یا اینکه بین این دو فرق است؟ آن ترکیبی را که شارح مطالع قائل است، غیر از آن بساطتی است که مرحوم محقق خراسانی قائل است. ایشان می گوید: بساطت معنایش این است که هرچه هم شما به خودتان فشار بیاورید در مقام تصور یک چیز شما تصور می کنید، مثل غلام و زید نیست که دو معنا در ذهن شما می رود، یکی به عنوان مضاف و یکی به عنوان مضاف الیه. هرچه دقت کنید، از شنیدن مشتق تنها یک معنا در ذهن شما می آید، اما همین معنا را وقتی که در بوتۀ تحلیل عقل می گذارید، این انحلال به شیئین پیدا می کند. مخصوصا آن تشبیهی که ایشان کرد(گرچه ما در تشبیه ایشان مناقشه داشتیم) شما از شنیدن کلمۀ حجر هرچه هم به ذهنتان فشار بیاورید و دقت کنید یک معنا بیشتر در ذهنتان نمی آید، ولی همین معنا با تحلیل عقلی ینحل به قول ایشان«الی شی ء له الحجریه و شیء له الشجریه».

به عبارت روشن تر: مسأله تحلیلی که در کلام محقق خراسانی به عنوان تحلیل دو شی ء هست، آیا این تحلیل همان دقتی است که در کلام شارح مطالع مطرح شده؟ به نظر من نه، این دو با هم فرق می کند، شارح مطالع ترکیبی می گوید شبیه ترکیب غلام و زبد، منتها یک فرق دارد«غلام زید» در همان بادی نظر هم و چیز ست، اما ناطق در بادی نظر یک چیز است، اما اگر بادی نظر کنار رفت و مسألۀ دقت جای آن را گرفت، با دقت غلام و زید و ناطق به حسب نظر شارح مطالع شیء واحد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه