سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 286

صفحه 286

تحقق داشته باشد؟ اشاعره از آنهایی هستند که این معنا را پیش خودشان مسلم گرفته اند که در مشتقات ارتباطی که بین ذات و مبدأ باید وجود داشته باشد، یک نوع ارتباط خاص است و آن ارتباط خاص به این کیفیت است که مبدأ باید قیام به ذات داشته باشد، و قیامش هم به نحو حلولی باشد، یعنی مبدأ«حالّ» در ذات باشد، و ذات محل برای مبدأ. در اینجا دو خصوصیت در این ارتباط به نظم اینها معتبر است: یکی اینکه ارتباط باید به نحو ارتباط قیامی باشد، و دیگر اینکه قیامش هم به نحو قیام حلولی باشد. در بعضی از مشتقات این معنا را ملاحظه کرده اند، دیده اند وقتی که شما به جسم می گویید: «الجسم ابیض»، یا به جسم می گویید: «الجسم اسود»، این«ابیض و اسود» که یکی از مشتقات است مثلا، این ارتباط جسم با سواد، و ارتباط جسم با بیاض در رابطۀ با این ابیض و اسود به چه کیفیت است؟ پیداست که به این کیفیت است که سواد قیام به جسم دارد، و قیامش هم به نحو حلول است، و جسم به عنوان محل مطرح است. در باب سواد و بیاض هم همین طور، «الجسم ابیض» صدق عنوانمشتق و تحقق عنوان مشتق روی این معنا است که«البیاض قائم بالجسم بنحو القیام الحلولی» که«البیاض حال فی الجسم و الجسم محل للبیاض» و این معنا را به صورت یک قاعدۀ کلّیه در آورده اند، گفته اند: در تمام عناوین مشتقۀ محل بحث ما مثل اسم فاعل و مفعول و صفت مشبهه و امثال ذلک باید این معیار و این ضابطه به نحو کلی وجود داشته باشد که ارتباط به نحو قیام باشد و قیامش هم به نحو حلول باشد، این را به صورت یک ضابطۀ کلی مسلّم پیش خودشان فرض کردند.

اتصاف کلام نفسی به قدم زمانی

این ضابطۀ مسلّمه را در رابطۀ با اطلاق متکلّم بر خداوند تبارک و تعالی، گفته اند که متکلم «مشتق من المشتقات»، در اسم فاعل همان ملاک کلی و ضابطه کلّیه که در سایر مشتقات وجود دارد، در اینجا هم باید وجود داشته باشد، یعنی اینجا هم باید کلام قیام به ذات باری داشته باشد، ارتباطش به ذات باری به نحو قیام باشد، قیامش هم به نحو حلول باشد، همان طوری که در«الجسم ابیض» با «اسود» این ملاک تحقق دارد، دربارۀ متکلم هم باید همین ملاک تحقق داشته باشد، یعنی باید کلام حالّ در ذات باری تعالی باشد، قیامبه او داشته باشد به نحو قیام حلولی.

بعد گفته اند: حالا که ما به اینجا رسیدیم باید حساب کنیم، ببینیم چه کلامی می تواند قیام حلولی به ذات باری داشته باشد، آیا کلام لفظی که عبارت از امور متدرّجه و متصرّمه است، عبارت از اصوات است، آیا کلام لفظی با فرض حدوثش و با فرض تدرّجش که تدرج مساوق با حدوث است، می تواند حالّ در ذات باری تعالی باشد؟ آیا یک امر حادث می تواند حلول در ذات باری تعالی داشته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه