سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 29

صفحه 29

است، اما به حسب نظر آخوند این طور نیست. در هیچ مرحله ای مربوط به مقام تصور و ذات معنا به نظر مرحوم آخوند ناطق دو معنا ندارد، الاّ مرحلۀ تحلیل که مرحلۀ تحلیل غیر از مرحلۀ دقت نظر است. دقت نظر در مقابل نظر سطحی و نظر ابتدائی که اینها عناوینی است که در کلام شارح مطالع مطرح است.

پس در حقیقت، شارح مطالع که مسألۀ ترکیب را قائل است، وقتی که انسان به کلامش مراجعه می کند این ترکیب تحلیلی نیست، این ترکی قبل از مرحلۀ تحلیل است، منتها در مرحله قدت این ترکیب تحقق دارد. و علاوه محقق شریف(ره) که در مقام جواب صاحب شرح مطالع بر آمده و در مقابل ترکیب می خواهد اثبات بساطت کند، چطور بساطتی را ایشان ادعا می کند و چطور بساطتی را نفی می کند؟ همان بساطت عند التحقیق؟ اگر ناطق در نظر دقّی ترکیب در آن وجود نداشته باشد، ولو اینکه عند التحلیل هم داشته باشد، اما در نظر دقّی ناطق یک معنا دارد، چه زمانی لازم می آید که عرض عام داخل فصل شده باشد؟ چه زمانی لازم می آید که قضیۀ ممکنه انقلاب به قضیۀ ضروریه پیدا کرده باشد؟ این تالی فاسدهایی که مرحوم محقق شریف(ره) به گردن شارح مطالع می گذارد که بعد باید صحبت کنیم که آیا این استدلال ایشان تمام است یا نه؟ کاری به تمامیتش نداریم می خواهیم ببینیم اصلا از نظر محقق شریف این تالی فاسد در چه صورتی گریبان شارح مطالع را می گیرد. اگر مسألۀ مدخلیت شیء نه در نظر سطحی باشد، نه در نظر دقّی باشد، بلکه ارتباط به مقام تحلیل داشته باشد و الاّ حتی در نظر دقّی هم معنای ناطق«شیء له النطق» نیست، معنای ضاحک«شیء له الضحک» نیست. دیگر چه زمانی لازم می آید که عرض عام داخل در فصل باشد و قضیۀ ممکنه انقلاب به ضروریه پیدا کرده باشد؟

نفس استدلال محقق شریف(ره) در مقابل شارح مطالع، همین دلیل بر این است که شارح مطالع ترکیب را به همان نحوی که ما ذکر کردیم دیده و استدلال محقق شریف هم در مقابل او در رابطۀ با نفی همان ترکیب است و الاّ اگر یک چیزی مثل کلمۀ حجر«بشیء له الحجریه» تحلیل شود، این نه عرض داخل در فصل شده، نه قضیه ممکنه انقلاب به ضررویه پیدا کرده است.

در نتیجه؛ اینکه بعض الاعلام می فرمایند: از حرف سید شریف و بیان شارح مطالع استفاده می شود که بساطت و ترکیب این نیست که مرحوم آخوند ذکر کردند، تصادفا درست نقطۀ مقابل این مطلب است. از حرف شارح مطالع و از استدلال سید شریف در مقابل شارح مطالع استفاده می شود که بساطت و ترکیب عینا همانی است که مرحوم آخوند در این رابطه فرمودند: لیس الا. این چیزی بود که ما از سیر این قصه و از بیان شارح مطالع و محقق شریف(ره) می خواستیم استفاده کنیم، حالا آیا این برهان محقق شریف(ره) در اینجا تمام هست یا نه؟ آن هم ان شاء الله یک نظری در این رابطه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه