سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 294

صفحه 294

ذات و مبدأ یک مغایرتی وجود داشته است، و خیال می کنیم که در تلبس هم باید مغایرت تحقق داشته باشد. امّا بالاترین و کاملترین مصداق تلبس همان تلبسی است که از او تعبیر به عینیت می کنیم «بان العلم عین الذات»، تعبیر می کنیم«بان القدره عین الذات»، یعنی در حقیقت و وجود بین این دو تا هیچ گونه مغایرتی تحقق ندارد.

از اینجا می فهمیم که دایرۀ صدق عنوان مشتق خیلی وسیع تر از آن چیزی است که اشاعره قائل هستند، ما حتی عینیت را هم داخل در ضابطۀ مشتق می دانیم، بلکه بالاترین و کاملترین مصداق تلبس می دانیم، همان تلبّس عینی است که نسبت به صفات ذاتیۀ خداوند در رابطه با ذات تحقق دارد، و اینها همه«علی نحو الحقیقه» است و هیچ گونه مجازی در اطلاق این عناوین که تا به حال ما ذکر کردیم وجود ندارد.

استعمال مشتق جعلی در عرف بدون مسامحه و تجوّز

ما می گوییم مشتقّاتی داریم که در استعمالات عرفیه بدون هیچ گونه مسامحه و تجوّز حتی خود ما استعمال می کنیم، بعضی از مثالهای آن را استعمال نمی کنیم، عربها استعمال می کنند، مثلا می گوییم: «عطّار، ما معنی العطار؟ بقّال، ما معنی البقّال»؟ بقّال یک مشتقی است، یک صیغۀ مبالغه است، و از مشتقّات است. عطار یک صیغۀ مبالغه است و از مشتقّات است. بقّال مبدأش چیست؟ مبدأش«بقل» است، «بقل» که معنای فعلی و حدثی ندارد، بقل یعنی سبزی، سبزی اسم ذات است، اسم این سبزیجات سبزی است، اسم ذات است، اصلا فعل نیست و مثل اسامی دیگری که برای ذوات مطرح است، امّا شما کلمۀ بقّال را به صورت حقیقت در فروشندۀ سبزی به کار می برید، کلمۀ عطّار را بدون مسامحه و تجوّز در رابطۀ با فروشندۀ عطر به کار می برید.

خبّاز هم همین طور است، خبّاز در فروشندۀ نان به کار می رود، در حالی که ماده اش عبارت از «خبز» است، «خبز» به معنای نان است، عطّار ماده اش عبارت از عطر است، عطر هم اسم این مایع مخصوصی است که دارای بوی بسیار خوب است، عطّار یعنی«بایع العطر»، اینها استعمالاتی است که ما خودمان می کنیم. در بین عربها این توسعه دارد، به فروشندۀ لبن و شیر تعبیر می کنند به«لابن»، به صورت اسم فاعل، به فروشندۀ خرما«تامر» می گویند: یعنی«بایع التمر». و به«میثم تمّار» هم «تمّار» می گویند، به صورت صیغه مبالغه، از این مشتقّات اصطلاحا به مشتقّات جعلیه تعبیر می شود که معنای مشتق جعلی یعنی مشتقی که یک مادۀ حدثی، دارای مصدر، دارای فعل ماضی، دارای فعل مضارع و امثال ذلک نیست، «لبن» که فعل ماضی و مضارع و امثال ذلک ندارد، تمر که فعل ماضی و مصدر و مضارع و امثال ذلک ندارد، پس چطور شد که عنوان«لابن و یا تامر و یا تمّار» تحقق پیدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه