سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 316

صفحه 316

احتمال است؟ اینکه می گویید: انشاء به طلب متعلق می شود، «و معنی الطلب البعث و التحریک»، یعنی انشاء به بعث و تحریک متعلق است، به کدام بعث و تحریک؟ آیا به بعث و تحریک عملی انشاء متعلق است؟ به بعث و تحریک قولی انشاء متعلق است یا به مفهوم البعث و التحریک انشا ءمتعلق است؟ دیگر فرض چهارم ما نمی توانیم در اینجا داشته باشیم، اگر بفرمایید: انشاء به بعث و تحریک عملی متعلق است، بعث و تحریک عملی چیست؟ این است که مولی دست عبد را بگیرد و عملا و خارجا او را وادار کند بر انجام دادن مطلوب مولی، این بعث عملی یک امر اعتباری است یا یک واقعیت خارجیه است؟ وقتی مولی دست عبد را می گیرد و کشان کشان او را می کشد به جانب انجام مأمور به و او را عملا وادارش می کند بر اینکه مطلوب مولی را انجام بدهد، آیا این کی امر اعتباری است؟ این مثل ملکیت و زوجیت و حریت می ماند؟ یا این یک واقعیت است آن هم واقعیت خارجیه که حتّی نفسانیه هم نیست که مثل اراده باشد که انسان با چشم خودش نتواند اراده را ببیند؟ بعث و تحریک عملی حتّی مشاهد للانسان است، این مبصر برای انسان است، آن وقت چطور با آن ضابطه ای که شما در باب تعلق انشاء ذکر فرمودید که انشاء باید به امر اعتباری متعلق بشود، حتی اعتباری که هیچ گونه منشأ انتزاع واقعی نداشته باشد، آیا بعث و تحریک عملی از این قبیل است که انشاء به او تعلق بگیرد؟ پیداست که چنین چیزی نیست، او یک واقعیت است شما هم که می گویید:

واقعیت قابلیت تعلق انشاء ندارد. اگر دارد که همان اراده هم باید انشا به او تعلق بگیرد. پس این فرض که بلا اشکال باطل است روی مبنای خنود ایشان.

اشکالات تعلق انشاء به بعث قولی

و امّا فرض دوم که بگوییم: انشاء به بعث و تحریک قولی تعلق می گیرد، این دو تا اشکال دارد و اشکالش از آن فرض اول بیشتر است. یک اشکالش همان اشکال فرض اول است، آیا بعث و تحریک قولی در رابطۀ با مولی یک واقعیت است یا یک امر اعتباری است؟ بعث و تحریک قولی یعنی چه؟ یعنی دستور دادن مولی، یعنی صادر شدن امر«من ناحیه المولی»، آیا این«صدور الامر من قبل المولی»، یک واقعیت است یا یک امر اعتباری است؟ آه م می بیند که مولی رو می کند به طرف عبد، می گوید: «آمرک بکذا»، این«آمرک» امر مولی است، آیا این«آمرک» امر اعتباری است یا در رابطۀ با صدورش از مولی یک واقعیت و یک حقیقت خارجیه است؟ منتهی بین عمل و قول این فرق وجود دارد، بنّایی واقعیتش به واقعیت عمل است، امّا سخنرانی چطور؟ او دیگر واقعیتش به واقعیت عمل نیست، او واقعیتش به صدور سخن و صدور کلام است از متکلم و سخنران، آیا ما می توانیم بگوییم:

سخنرانی یک امر اعتباری است، سخنرانی هم واقعیت دارد، منتهی واقعیتش واقعیت صدور الفاظ و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه