سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 328

صفحه 328

بگذاریم، یا وضع شخصی بگذاریم، آن یک بحث دیگر است. امّا بلا اشکال هیئت فعل ماضی «وضعت لمعنی خاص»، هیئت فعل مضارع دارای معنای خاصی است، اسم فاعل و مفعول هکذا، طبعا هیئت افعل هم در این ردیف باید دارای معنای خاصی باشد، و این هیئت افعل که عارض لفظ می شود، برای تفهیم یک معنا و مفهومی است، این هیئت هم کسائر الهیئات است.

مفاد هیئت إفعل

مفاد و موضوع له هیئت افعل چیست؟ انسان که موارد استعمال را ملاحظه می کند، مقامات استعمال این هیئت را مختلف می بیند. اکثرا این هیئت در مقام امر استعمال می شود برای اینکه آمر از راه این هیئت به هدفش برسد و به مقصودش نایل بشود؛ می گوید: «ادخل السوق و اشتر اللحم»، تعبیر به«ادخل و اشتر» برای این است که هدف، تمکّن از لحم و در اختیار او قرار گرفتن برای استفادۀ غذا است. تردیدی در این معنا نیست که کثیرا ما و شاید صدی نود موارد استعما این هیئت یک چنین موردی است، همین امروز ان شاء الله عرض می کنیم که در این موارد حقیقتا در چه چیز استعمال شده و چه نقشی دارد. لکن در مقامات دیگری این هیئت به کار رفته که حتّی در آیات و روایات با این مقامات برخورد می کنیم، می بینیم در آیه ای که مربوط به اعجاز قرآن است، «وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ» ، اگر شما تردید در وحی بودن قرآن دارید، یک سوره مانند آن بیاورید. فقط یک سوره بر اقصر سور قرآن منطبق است که سورۀ کوثر است، «من مثله یعنی من مثل هذا النبی» که سابقه اش را می دانید، استادی ندیده، درسی نخوانده، معلّمی او را تعلیم نکرده، این تعبیر که می فرماید: «فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ» ، پیدا است که مقامش با مقام«ادخل السوق و اشتر اللحم» فرق می کند. در این مقام خداوند نمی خواهد که به«فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ» دست بیابد، نمی خواهد که یک چنین معنایی تحقق پیدا کند، مقام تعجیز است، یعنی می خواهد به آنها بگوید:

شما عاجز از این معنا هستید، این قرآن معجزه است، یعنی دیگران عاجز از این هستند که حتی یک سوره ای مانند قرآن بیاورند، پس این«فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ» ، مقام استعماش غیر«أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ» است، مکرّر در قرآن است، یا در مقامات دیگر می بینیم استعمال می شود، می فرماید:

«کُونُوا قِرَدَهً خاسِئِینَ» این که اینجا ظاهرا مقام تسخیر است، می خواهد بگوید: شما مسخّر تحت ارادۀ من هستید، من اراده کردم که شما قرده و بوزینه باشید، به نفس این«کُونُوا قِرَدَهً خاسِئِینَ» ، خواه ناخواه این حالت در آنها پیدا خواهد شد، بدون اینکه مسألۀ اختیار و وافقت و امتثالی مطرح باشد، مثل«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» ، یعنی«فیکون تکوینا من دون وساطه الاراده»، و من دون این که مسألۀ اطاعت و امتثالی مطرح باشد، این هم مقام تسخیر است. مقام تهدید هم هست. مثل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه