سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 336

صفحه 336

ارتباط بین امر و عمل در خارج

مطلب دوّمی که به حسب واقع ملاحظه می کنیم، این است که بین این امر و بین تحقّق عمل در خارج، چه ارتباطی است؟ آیا ارتباط علّت و معلول است؟ یعنی به مجرّدی که امر تحقق پیدا کرد، مأمور به در خارج وجود پیدا می کند؟ یعنی همان طوری که«النار علّه للحراره و الشمس علّه للنّور و الضیاء»، آیا در باب امر همین اوامری که از خود ما صادر می شود، یک چنین علّیّتی ملاحظه می کنیم؟ خارجا می بینیم مسأله این طور نیست. اوامری که ما صادر می کنیم، گاهی به دنبال این اوامر اطاعت و موافقت تحقق پیدا می کند، و گاهی به دنبال این اوامر اطاعت و موافقت تحقق پیدا نمی کند، بچه امر پدر را مخالفت می کند، و چه بسا عبد امر مولا را مخالفت می کند، آیا حقیقت امر در موارد عصیان و اطاعت تغییر می کند؟ یعنی آنجایی که یک امری به عنوان موافقت اطاعت نمی شود، از نظر امری کمبودی در آن وجود دارد؟ عصیان و اطاعت در خود امر و ماهیّت امر فرق ایجاد می کنند؟ یا اینکه واقعیّت مسأله این است که هیچ فرقی ایجاد نمی کنند؟ امر موضوع برای اطاعت و عصیان است، «قد یتحقّق اطاعته و قد یتحقّق عصیانه»، من دون اینکه در امر هیچ فرقی وجود داشته باشد. اگر دو مولا باشد، یک مولا دستوری به عبد خودش داد و اطاعت کرد، و مولای دیگر دستوری به عبد خودش داد و اطاعت نکرد، کسی نمی گوید: این دو امر با هم فرق دارند. دو عبد با هم فرق دارند. او عبد مطیع است، این عبد عاصی است، «و امّا من ناحیه الامر فلا فرق بین الموردین و بین المقامین». این هم یک واقعیّت است که ما به این واقعیّت آگاه هستیم.

از آن طرف همان طوری که مرحوم آقای بروجردی(ره) اشاره کردند، و ما هم اشاره کردیم، مولا در آنجایی که می خواهد به هدف خودش برسد، گفتیم: دو تا راه برایش وجود دارد، آنجایی که می خواهد به وسیلۀ عبد این مأمور به در خارج تحقق پیدا کند، این هدف مولا محقّق بشود، گفتیم:

«انّ للمولی طریقین»: یک طریق عبارت از این است که دست عبد را بگیرد و او را وادار کند، مثل یک ابزاری که در تحت تارادۀ انسان است، با یک بعث عملی و یک تحریک واقعی تکوینی، عبد را برای انجام مأمور به مجبور کند، مثل اینکه یک حالت تسخیر تکوینی در رابطۀ با این عبد اعمال می کند، دستش را می گیرد، او را به جانب انجام مأمور به می کشاند، و با بعث و تحریک عملی مأمور به تحقق پیدا می کند. امّا یک راه دیگر این است که مولا امر صادر کند، دستور صادر کند، کلمۀ«ادخل السوق و اشتر اللحم» از ناحیۀ مولا صادر شود، این دو راه با هم فرق می کند. در راه اوّل که بعث و تحریک عملی باشد، دیگر عصیان در آن تصور نمی شود برای اینکه مقصود ما از بعث و تحریک عملی، مثل این می ماند کانّ این عبد را مسخّر بکند با کشیدن، با دست او را گرفتن، به روی زمین کشیدن، برای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه