سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 352

صفحه 352

تلک بیمینک یا موسی»؟ یا مواردی در قرآن به تمنّی و ترجّی برخورد می کنیم، آیات زیادی هست که در آخرش«لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ» دارد، شاید اینها مهتدی بشوند، لعلّ به معنای ترجّی است، ترجّی به معنای امیدواری است، امیدواری در موارد عجز مطرح است، اگر در کسی هیچ گونه عجزی وجود نداشته باشد، اگر کسی قدرتش قدرت مطلقه باشد، اگر«إِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ» که از واقعیّات مسلّم ما است، پس«لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ» یعنی چه؟ امید به اهتداء، رجاء به اهتدا، برای آدمی است که عاجز باشد، یا جاهل باشد؟ چون در باب تمنّی هم هست، در یکی از آنها مسألۀ عجز است، در یکی هم مسأله جهل است. در رجائش مسألۀ جهل است، در تمنّی مسألۀ عجز مطرح است، و حیث اینکه در خداوند شائبۀ این مسائل وجود ندارد، پس این لیت و لعلّ های فراوان که در قرآن وجود دارد، را چطوری حلّ کنیم؟ این در حقیقت یک مشکلۀ قرآنیّه است.

راه حلّی مرحوم آخوند(ره) ذکر کرده اند که ما این را عرض می کنیم، بعد راه حلّ خودمان را مرحوم آخوند همان طوری که برای طلب، یک وجود انشایی قائل شدند و مفاد هیئت افعل را انشاء طلب قرار دادند، این مشکلۀ قرآنیه را هم به همین صورت حل می کنند، می گویند: ما اصلا باید این حرف را بزنیم که مثل ادات استفهام«لم توضع للاستفهام الحقیقی»، ادات استفهام برای استفهام حقیقی وضع نشده، کلمۀ هل، همزۀ استفهام و سایر ادات استفهام اصلا برای استفهام حقیقی وضع نشده، بلکه اینها همه برای استفهام انشایی و برای انشا ءاستفهام وضع شده اند، استفهام انشایی غیر از استفهام حقیقی است. آن که درش جهل مطرح است، او عبارت از استفهام حقیقی است، یعنی حقیقتا اگر کسی استفهام می کند، این استفهامش ملازم با جهلش است، این استفهام ناشی از عدم علم و عدم آگاهی او است، اما در استفهام انشایی دیگر این ملازمه تحقق ندارد. لذا ایشان می فرماید:

«جمیع ادات الاستفهام وضعت للاستفهام الانشائی». منتها داعی برای این استفهام انشایی چیست؟ چه چیز سبب می شود که انشاء استفهام تحقّق پیدا کند؟ ایشان می فرماید: دواعی آن مختلف است.

یک وقت داعی به استفهام انشایی استفهام حقیقی است، اینکه این آمده استفهام انشایی کرده، علّتش این است که واقعا جاهل است و می خواهد از طریق استفهام مسأله ای برایش روشن بشود و پردۀ جهلش کنار برود، اما یک وقت داعی به استفهام انشایی مسائل دیگری است، مثل در«ما تِلْکَ بِیَمِینِکَ یا مُوسی» ، داعی به استفهام انشایی استفهام حقیقی نیست، داعی اش این است که خداوند می خواهد روی محبّت و لطفی که نسبت به موسی دارد، با این بنده صالح و رسولی که اولوا العزم است، می خواهد با این صحبت کند، از صحبت کردن با او و اظهار لطف نسبت به این بنده خوشش می آید. این داعی به استفهام انشایی می شود که به صورت«وَ ما تِلْکَ بِیَمِینِکَ یا مُوسی» ظاهر می شود. یا مثلا در«لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ، لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» و امثال ذلک، می فرماید: داعی به استفهام انشایی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه