سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 354

صفحه 354

مهمّ که عبارت از چشم و گوش و امثال اینها است، را وارث من قرار بده! یعنی تا من هستم، دستم از اینها کوتاه نشود، تا من هستم، این چشم باشد، مخصوصا مسألۀ چشم، آن هم نسبت به اهل علم عنوان حیاتی دارد.

در آن ادعا انسان از خداوند می خواهد که خودش وارث چشمش نباشد، بلکه چشم وارث او باشد. یعنی تا انسان حیات دارد، این نعمت بزرگ الهی وجود داشته باشد، دیگر در بدن انسان این روایت معروفه که می گوید: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» خیلی هم لازم نیست که انسان این «عرف نفسه» را به روح انسان بزند و از راه روح خداوند را بشناسد. همین نعمتهای جسمی ظاهری هرکدامش دلیل بر معرفت خداوند تبارک و تعالی است، و تا خدای نکرده انسان از دست ندهد، ارزش ین نعمتها برایش مشخص نمی شود. تفیل این کاری ندارم. امام می فرماید: علم هم مثل انسان می ماند، همان طوری که انسان اعضا و جوارحی دارد و هرکدام از اعضاء و جوارح یک نقشی را ایفا می کند، و یک بعدی از ابعاد نیاز انسان را برطرف می کند، دربارۀ علم هم مسأله همین طور است.

آن وقت خودشان بیان می کنند: «فرأسه التواضع»، می فرماید: «رأس العلم عباره عن التواضع»، این دیگر خیلی مسألۀ مهمّی است، بالأخره رأس در باب اعضاء واقعا جنبۀ رکنی دارد، «لا خیر فی بدن لا رأس معه»، یا له بدنی که رأس نداشته باشد، دیگر چه ارزشی می تواند داشته باشد؟ می فرماید:

«فرأسه التواضع»، علم حتما باید توأم با تواضع باشد. این تواضع ارزش علم را نشان می دهد. چرا تواضع را به منزله رأس قرار داد؟ برای اینکه بدن بی سر بی ارزش است، «لا خیر فی بدن لا رأس له»، ارزش علم را هم تواضع نشان می دهد. اینهایی که به جای تواضع تکبّر را اختیار می کنند، و چه بسا تکبّر را در ناحیۀ علم می دانند، خیال می کنند یک چند کلمه که انسان یاد گرفت، دیگر باید از خط ویژه برود، نه از خط عمومی، این حسابش با دیگران دو تا شده است، نه، مسأله این طور نیست. این سبب می شود که ارزش علم از دست برود. برای اینکه تکبّر موجب تنفر مردم است، واقعش این است که یک انسان حاضر نیست زیر بار انسان دیگر برود، ولو دارای فضیلت هم باشد. این تکبّر که «فی مقابل التواضع» است، ارزش علم را از بین می برد، علم به تنهایی، یعنی به عنوان یک خزینه ای در مخزن انسان که چندان نمی تواند ارزش داشته باشد. این عینا مثل این می ماند که یک کسی صد میلیون پول در یک صندوقی بگذارد، در آن را هم قفل کند، سر سوزنی هم از او استفاده نکند، «ما الذی یترتّب علی هذا المال من الفائده»؟ علم برای استفادۀ جامعه است، برای این است که مردم استفاده کنند. لذا در آن تعبیر، و شاید روایت هم هست که می گوید: «زکاه العلم نشره»، زکات علم، یعنی چیزی که علم را تزکیه می کند، چیزی که آلودگی را از علم می زداید. علم هم آلوده می شود،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه