سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 376

صفحه 376

قابل این است که به یک کلّی دیگر تقیید شود، و یک تضییقی بر دایرۀ تقیید آن تحقّق پیدا کند. اما سؤال این است: آیا می شود معنای جزئی مقیّد به یک معنای کلّی شود؟ معنای جزئی را به یک مفهوم کلّی مقیّد کنیم؟ جزئی که قابل تقیید به مفهوم کلّی نیست، مفهوم کلّی در شأن قیدیّت برای یک کلّی وسیع تر است. ما چطور جزئی زید را به یک مفهوم کلّی مقیّد کنیم؟ هر صفتی هم برای آن ذکر کنیم.

اوصاف آن شخصیّه است، اوصاف جزئیّه استاما زید«بما انّه فرد و شخص و جزئی»، بیاییم یک قید کلّی، یک معنای کلّی را به عنوان تقیید کنار این معنای جزئی بگذاریم، این غیرقابل تصوّر است، و چون بعث و تحریک مفاد هیئت افعل یک معنای جزئی دارد، کیف یمکن این معنای جزئی مقیّد به یک امر کلّی و هو مفهوم الاراده الحتمیّه بشود؟ این قابل تعقّل نیست و نمی شود چنین تقیید تحقق پیدا کند. اگر شما بگویید: ما مفهوم اراده را کنار معنای جزئی بعث و تحریک نمی گذاریم، بلکه مصداق اراده که عبارت از همان صفت خارجیّۀ قائمۀ به نفس انسان است، آن مصداق مفهوم اراده را کنار بعث و تحریک می گذاریم، در نتیجه یک جزئی را به جزئی مقیّد کردیم، نه ینکه جزئی به کلّی مقیّد شده باشد. ایشان می فرمایند: اینجا یک اشکال دیگری دارد که وقتی شما بعث و تحریک را مقیّد به مصداق ارادۀ حتمیّه می کنید، این قید با ذات مقیّد قاعدتا در رتبۀ واحده هستند، قید و ذات مقیّد به لحاظ تقییدی که در کار آمده«فی رتبه واحده». پس معنای آن این است که شما این اراده را در رتبۀ بعث و تحریک آوردید، در حالی که خود بعث و تحریک معلول اراده است، متأخر از اراده است، منبعث از اراده است. در حقیقت شما با یک علّت و معلولی این طوری برخورد کردید که معلول با اینکه رتبتا از علّت متاخّر است، آن دو را در یک ردیف قرار دادید.

پرسش:

1 - دو دلیل اقامه شده بر دلالت هیئه افعل بر بعث و تحریک وجوبی را بنویسید.

2 - دو مرحلۀ بحث در باب تبادر چیست؟ نظر امام رضوان الله علیه را در مورد مرحلۀ اول شرح دهید.

3 - موضوع له حروف را بیان کنید.

4 - آیا هیئت افعل با حروف سنخیّت دارد؟ توضیح دهید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه