سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 389

صفحه 389

این معنا یک انسی تحقق پیدا می کند، یک استیناس و ارتباطی تحقق پیدا می کند، کار به جایی می رسد که با شنیدن این لفظ، بدون قرینه همان معنای مأنوس، همان معنایی که کثرت استعمال در آن معنا تحقق پیدا کرده، به ذهن بیاید. پس این انس و ارتباط ریشه اش عبارت از کثرت استعمال است. اما کثرت وجود و کثرت مصادیق با قطع نظر از مقام استعما و کثرت استعمال هیچ انس و ارتباط خاصی بین این لفظ و بین این معنای کثیر الوجود پیدا نمی شود. لذا همه این معنا را قبول دارند که منشأ انصراف کثرت استعما است. در باب هیئت افعل این معنا را بررسی کنیم، آن کسی که ادّعا می کند هیئت افعل انصراف به بعث و تحریک وجوبی دارد، او باید طبعا این معنا را ادّعا کند که هیئت افعل به واسطۀ کثرت استعما در بعث و تحریک وجوبی، این کثرت استعما برای هیئت افعل انصراف به وجود آورده است، به طوری که اگر ما هیئت افعل را بشنویم، روی همان انسی که از ناحیۀ کثرت استعمال تحقق پیدا کرده، ذهن ما متوجّه بعث و تحریک وجوبی و لزومی می شود. پس مدّعی انصراف باید مدّعی این معنا باشد که هیئت افعل کثیر الاستعمال فی الوجوب است، نه اینکه واجبات بیش از مستحبّات است، ما به وجود کاری نداریم، ما به کثرت استعمال کار داریم. اگر این کثرت استعمال درست شد، این انصراف تحقّق پیدا می کند. البته ما این انصراف را که مطرح می کنیم، با قطع نظر از مسألۀ تبادر است، و الاّ اگر مسألۀ تبادر در جای خودش ثابت بشود، دیگر نیازی به انصراف ندارد. اما مثل امام بزرگوار(قدّس سرّه) که مسألۀ تبادر را نپذیرفتند، ممکن است بعضی از راه انصراف بخواهند مسألۀ وجوب را ثابت کنند. این راه دوّم که عبارت از انصراف بود آیا تمام است یا نه؟

کلام صاحب معالم مبنی بر کثرت استعمال هیئت افعل در استحباب

اینجا یک حرفی صاحب معالم(علیه الرحمه) دارد که این حرف پایه انصراف را متزلزل می کند.

در کتاب معالم بعد از آن که صاحب معالم ادلّه ای بر این معنا اقامه می کند که هیئت افعل حقیقت در وجوب است، می فرمایند: ما در کتاب و در سنّت بالخصوص، وقتی که موارد استعمال هیئت افعل را ملاحظه کردیم، به این نکته برخورد کردیم که هیئت افعل این قدر زیاد در استحباب استعمال شده است که استحباب به صورت یک مجاز مشهور در مقابل وجوب مطرح شده است، در مجاز مشهور - آنجایی که لفظ در معنای مجازی شهرت پیدا کند و عنوان مجاز و مشهور تحقّق پیدا کند - دو تا قول است:

یک قول این است که مجاز مشهور رجحان بر حقیقت دارد، با اینکه یک معنای مجایز است، لکن به اتکای شهرت بر معنای حقیقی رجحان دارد، و ما باید حمل بر معنای مجازی کنیم. اما قول دوّم می گوید: نه مقام مجاز مشهور به این پایه نمی رسد، لکنم به این پایه می رسد که انسان در مسأله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه