سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 392

صفحه 392

درس دویست و سی ام

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی سیّدنا و مولینا و نبیّنا أبی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین و لعنه اللّه علی أعدائهم أجمعین، من الآن الی قیام یوم الدّین.

دلالت هیئت افعل بر وجوب به دلیل مقدّمات حکمت

راه سوّم برای دلالت هیئت افعل بر وجوب راه اطلاق و مقدّمات حکمت است که تفصیل این معنا را در مادّۀ امر«الف» و«میم» و«راء» مرحوم محقق عراقی(ره) ذکر کرده بودند، و از این راه استفاده می کردند که مادّۀ امر دلالت بر وجوب می کند، در اینجا هم مرحوم آخوند(قدّس سرّه) همین مطلب را ذکر کرده اند که در جایی که مقدّمات حکمت تمام باشد، یعنی مولا در مقام بیان تمام مراد خود شباشد، و قرینه ای هم اقامه نکرده باشد، و قدر متیقّن در مقام تخاطب هم وجود نداشته باشد؛ نتیجۀ مقدّمات حکمت این می شود که مطلق اراده شده، مطلق مراد متکلّم است. مثل مقدمات حکمتی که در«اعتق الرقبه» جریان پیدا می کند، اگر مولا در مقام بیان بود و قرینه ای هم بر تقیید به ایمان وجود نداشت و قدر متیقّن در مقام تخاطب هم در کار نبود، نتیجه این می شود که مأمور به عتق مطلق الرقبه است. یعنی دیگر قید ایمان دخالتی در مأمور به ندارد، عتق رقبۀ کافره هم برای موافقت امر کافی است. در ما نحن فیه نتیجه می گیرند: چون ما نمی دانیم مراد از این بعث و تحریک اعتباری که مفاد هیئت افعل است، لزومی یا استحبابی است و همان طوری که در کلام مرحوم آخوند(ره) و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه