سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 393

صفحه 393

محقّق عراقی(ره) اشاره کردیم، اینها همان کلمۀ طلب را ذکر می کنند که ما عرض کردیم باید به جای طلب بعث و تحریک ذکر شود. می گویند: وقتی که مقدّمات حکمت تمام شد، ما استفادۀ وجوب و طلب لزومی می کنیم. چرا؟ برای این که فرقی بین وجوب با استحباب در رابطه با طلب و اصل طلب وجود دارد و آن این است که استحباب نیاز به یک قید زائد و مؤونۀ زایده دارد، اما وجوب قید زاید لازم ندارد. وجوب همان طلب است، وجوب همان بعث و تحریک است. اما وقتی که بعث و تحریک در ضمن استحباب می آید، یک مؤونۀ زایده ای دار دو آن اذن در ترک است، ترخیص در ترک و مجاز بودن ترک است. پس در نتیجه اطلاق حمل بر وجوب می شود. برای اینکه در وجوب حدّی وجود ندارد، قید زایدی وجود ندارد. اما در استحباب چون قید زاید وجود دارد، لذا نتیجۀ حمل بر اطلاق، حمل بر خصوص وجوب می شود.

ما این حرف را سابقا در مادّۀ امر از محقّق عراقی(ره) نقل کردیم، و جواب دادیم که عبارت از این معنا بود که ما نمی توانیم این معنا را تصوّر کنیم که از یک طرف به قول شما طلب و به قول ما بعث و تحریک اعتباری، اینها مقسم قرار بگیرند و دارای دو قسم باشند، یک قسم عبارت از وجوب، و یک قسم عبارت از استحباب، از یک طرف این مسائل را مطرح کنیم، از طرف دیگر بگوییم: احد القسمین که عبارت از وجوب است، همان مقسم است، هیچ مؤونۀ زایده ندارد، ما هیچ قید زایدی در وجوب ملاحظه نمی کنیم، معنای این که یک شی ء مقسم واقع می شود و برای او دو قسم تحقق پیدا می کند، این است که در هر یکی از این دو قسم یک امری زاید بر اصل مقسم تحقّق دارد.

عدم فرق بین وجوب و استحباب در اصل طلب

به عبارت روشنتر: مگر می شود قسم عین مقسم باشد؟ چطور می شود که هم عنوان قسم پیدا کند و هم هیچ خصوصیّتی زاید بر مقسم نداشته باشد؟ شما وقتی که می گویید: «الطلب امّا وجوبی و اما استحبابیّ»، و یا در تعبیر ما می گوییم: «البعث و التحریک امّا وجوبی و اما استحبابیّ»، معنای آن این است که وجوب اضافۀ بر طلب در او وجود دارد، استحباب اضافۀ بر طلب در آن وجود دارد، و الاّ نمی توانیم ما دو تا قسم برای یک مقسم درست کنیم. حالا به هر صورتی که باشد، این دو قسم به عنوان دو نوع یا به عنوان دو سنخ از یک نوع مطرح باشد، و حتی اگر به عنوان دو فرد از یک ماهیّت مطرح باشد، بالأخره دو تا فرد هرکدام خصوصیّات فردیّه دارند، و خصوصیّات فردیه شان زاید بر ماهیّت است، دو تا سنخ هرکدام خصوصیّت صنفیّه دارند، و خصوصیّت صنفیّه زاید بر اصل نوع است، هردو خصوصیّت نوعیّه دارند که خصوصیّت نوعیّه شان زاید بر اصل جنس است، در جنس حیوان دخالت دارد نه ناطقیّت و نه غیر ناطقیّت. پس وقتی که می گوییم: «الحیوان امّا انسان»، این زاید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه