سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 40

صفحه 40

به این صورت مقید را حمل بر انسان کردیم، همان انقلاب محقق شریف(ره) درست است، قضیه ممکنه، انقلاب به ضروریه پیدا می کندبرای اینکه در واقع، محمول شما، انسان است، و قید کتابت، خارج است و تقید هم یک معنای حرفی غیر ملحوظ بالاستقلال است. پس«الانسان ضاحک» که جهتش امکان است، اگر معنای ضاحک«انسان له الضحک» شد، این انقلاب به قوّت خودش باقی است.

فرض اول؛ معنای حرفی

ما حالا روی این فرض قدری بحث کنیم تا به فرض دوم در کلام مرحوم محقق خراسانی برسیم، اولا اینکه شما می گویید: تقید یک معنای حرفی است، آیا می خواهید بگوئید این معنای حرفی نقش دارد؟ یا نقش ندارد اصلا؟ شما که خیال می کنید که معانی حرفیه یک سنخ اموری هستند که با نظر غیر استقلالی به آنها نظر می شود، مثلا بدون اینکه دارای یک واقعیت و حقیقت باشد، در حالی که اگر شما نظرتان باشد، ما عرض کردیم که معانی حرفیه، یکی از واقعیات و حقائق عالم است و یک سنخ وجودی دارد که اختصاص به خودش دارد، و البته در قوت وجود حتی به اعراض هم نمی رسد، برای اینکه اعراض نیاز به یک موضوع دارند، نیاز به یک معروض دارند. اما معانی حرفیه نیاز به دو شیء دارد. ظرفیت متقوم به ظرتف و متقوم به مظروف است، و له افتقار و احتیاج الی الامرین. اما در عین حال واقعیت است ما واقعیت ظرفیت را نمی توانیم انکار کنیم، این طور نیست که ظرفیت یک امر اعتباری باشد، یک امرلحاظی باشد، لحاظ و اعتبار در معنای ظرفیت هیچ نقشی ندارد، این واقعیت است. خوب اینجا که شما قید را خارج می کنید تقید داخل در محمول است یا خارج از محمول است؟ اگر تقید را بگویید خارج از محمول است؟ پس می گوییم این متکلم کان یک آدم دیوانه ای بوده، این می خواسته قضیه الانسان انسان تشکیل بدهد آمده قضیه الانسان ضاحک تشکیل داه، اگر ما بگوییم تقید هم مثل قید خارج از دائره محمول است، ولو اینکه حالا شما یک اثری بر آن بار کنید بگویید: مثل عنوان مشیر اشارۀ به آن محمول واقعی دارد، محمول واقعی انسان است، یعنی می خواسته قضیه الانسان انسان تشکیل بدهد، آیا مسأله این طوری است؟ کسی که آمده قضیه الانسان ضاحک تشکیل می دهد الانسان کاتب تشکیل می دهد، آیا این در حقیقت می خواسته الانسان انسان بگوید؟ یا اینکه یک چیز اضافه ای دخالت در محمول دارد؟ ولو اینکه آن اضافه را شما تقید بگیرید، تقید واقعیت است، تقید یک حقیقتی است که در معنای ضاحکش نقش دارد، در معنای کاتب نقش دارد. و الا کسی نمی تواند بیاید ادعا کند که اصلا ضاحک یعنی انسان، لیس الا. کاتب یعنی انسان، لیس الا. ناطق یعنی انسان، لیس الا. پس تمام اینها الفاظ مترادفه هستند. ناطق به معنی الانسان،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه