سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 432

صفحه 432

عین همین معنا در باب اوامر و جمل خبریّه ای که در مقام انشاء صادر می شود عین همین مسأله است، یعنی«ما أدّی الیه اجتهادی». این است که«انّ الله قال: اغتسل للجنابه»، اگر مسأله این است، دیگر کجای این مسأله ارشاد وجود دارد؟ عنوان امر ارشادی به این ارتباطی ندارد تا شما حمل بر ارشاد بکنید. آمر خداوند است و این برحسب اجتهاد خودش به دست آورده که«قال الله: اغتسل للجنابه»، و الاّ هیچ کسی در ذهنش نمی رود که اصلا مجتهد امر می کند«بالاغتسال للجنابه»، مجتهد چه کاره است که امر داشته باشد! پس این که شما امر را مربوط به خود مجتهد می گیرید و بعد حساب می کنید که چون نمی تواند مولوی باشد، پس حتما باید ارشادی باشد، اصل این مسأله درست نیست، اصلا امر به مجتهد ارتباط ندارد. مجتهد دارد مؤدّای اجتهادش را نقل می کند، و مؤدّای اجتهادش حکم الله است و قائل به«اغتسل للجنابه» هم عبارت از خداوند تبارک و تعالی است. منتها وقتی که ما همین مطلب را دربارۀ أئمّه و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیاده می کنیم، به همین کیفیّت است. لکنم چه یک ملاک دیگر، مجهتد از راه اجتهاد و بدبختی و رنج، هزار تا کتاب را به هم بریزد، هزار جور فتوا می کنید که چون نمی تواند مولوی باشد، پس حتما باید ارشادی باشد، اصل این مسأله درست نیست، اصلا امر به مجتهد ارتباط ندارد. مجتهد دارد مؤدّای اجتهادش را نقل می کند، و مؤدّای اجتهادش حکم الله است و قائل به«اغتسل للجنابه» هم عبارت از خداوند تبارک و تعالی است. منتها وقتی که ما همین مطلب را دربارۀ أئمّه و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیاده می کنیم، به همین کیفیّت است. لکن به یک ملاک دیگر، مجتهد از راه اجتهاد و بدبختی و رنج، هزار تا کتاب را به هم بریزد، هزارجور فتوا و روایت را زیر و رو کند، آخرش هم به سحب غالب قاطع به این معنا نمی شود. مثلا یک ظنّ اجتهادی برای او پیاده می شود. اما وقتی که این معنا در رابطه با أئمّه و بالاتر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیاده می شود، آنها وقتی که می گویند: «اغتسل للجنابه» معنایش این است که«انا اعلم بانّ الله قال: اغتسل للجنابه»، ما می دانیم و روی احاطۀ علمی که خداوند به ما عنایت کرده آگاهیم، در رابطۀ با همه امور مخصوصا احکام و قوانین الهی احاطۀ کامل علمی داریم و می دانیم که خداوند تبارک و تعالی در این مسأله ای که مورد سؤال است، فرموده است: «اغتسل للجنابه». در حقیقت اینها نقل قول اللّه تبارک و تعالی را می کنند، بیان می کنند آنچه را که خداوند تبارک و تعالی فرموده، و اگر هم به صورت ظاهر می گویند: «اغتسل للجنابه»، معنایش این نیست که«نحن نقول بانّه اغتسل للجنابه»، بلکه یعنی«نحن نعلم بانّ الله قال: اغتسل للجنابه»، این یک مقدّر محذوف روشن در کلام أئمّه(علیه السلام) است، و علّتش هم این است: ملاک این که ما در رابطۀ با احاکم به أئمّه(علیه السلام) مراجعه می کنیم، چیست؟ آن امتیازی که این خاندان دارند و دیگران باید در مقابل این امتیاز سر تسلیم فرود بیاورند، یعنی مهمّش امتیاز علمی نسبت به تمام قوانین اسلام و نسبت به«ما حکم الله تبارک و تعالی» است.

انقسام اوامر مولوی به اصلی و تبعی

پس امر در حقیقت ارتباطی به امام(علیه السلام) ندارد. شاهدش فرق بین این نوع امر و امر مولوی است.

اگر به امیر المومنین(علیه السلام) عرض بکنند که«یا امیر المومنین! لم امرتنا بالجهاد»؟ جواب می دهد: من شما را امر به جهاد کردم، برای این که مصلحت اسلام را در رابطۀ با جهاد می دیدم، مصلحت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه