سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 463

صفحه 463

است، منتهی معنای واقعیت همه اش این نیست که یک چیز مشاهد خارجی باشد، این چون قائم به نفس است واقعیتش به این است که این تحقق داشته باشد و قائم به نفس باشد، مثل علم می ماند، کسی که عالم به یک مسأله ای است، علم یک امر اعتباری نیست، علم یک واقعیت است، شما اشتباه نکنید، وقتی که از علم تعبیر می کنند به ذات الاضافه، کسی خیال نکند معنای ذات الاضافه یک امر اعتباری است، مثل مسألۀ ملکیت.

آیا مسألۀ علم با مسألۀ ملکیت یکی است؟ همان طوری که ملکیت یک امر اعتباری عقلایی و شرعی است، آیا مسألۀ علم هم این چنین است؟ یا علم یک واقعیت است؟ منتهی معنای واقعیت این نیست که انسان او را به چشم ببیند، معنای واقعیت این است که در محل مناسبش تحقق واقعی داشته باشد، کسی که عالم به یک مسأله ای است، این علم«له واقعیه قائمه بنفس العالم، نه واقعیه مشاهده فی الخارج»، این«مشاهده فی الخارج» یک نوعی است از واقعی و الا معنای واقعی همه اش مشاهد بودن در خارج نیست.

واقعیت داشتن ارادۀ نفسانی

در باب اراده نفسانیه هم همین است، شما که از منزل اراده می کنید که در مجلس بحث شرکت کنید، نمی توانیم بگوییم: این اراده واقعیت ندارد، نمی توانیم بگوییم: این اراده یک امر اعتباری است، واقعیت است منتهی واقعیت ذات الاضافه که معنای اذات الاضافه این است که یک متعلق لازم دارد، علم نمی شود بدون معلوم تحقق پیدا کن، بگوید: من می دانم بپرسند چی می دانی؟ بگویید: نه دیگر لازم نیست ما چیزی بدانیم، اجمالا می دانیم، این معنا ندارد، علم همیشه معلول لازم دارد. ذات الاضافه است، تعلق به معلوم دارد، در باب اراده هم مسأله همین طور است، یک واقعیت ذات الاضافه است، اما واقعیت است، نمی شود بگویید: من اراده کردم، اما بگویند: چه اراده کردی؟ بگویی: حالا لازم نیست من چیزی را اراده کرده باشم، اما اصل الاراده تحقق دارد، این یک امر غیر صحیحی است، اراده یک واقعیت است، لکن در عین حال واقعیت ذات الاضافه است. آای مقصود شما مستدل از حکم این واقعیتی است به نام اراده که قائم به نفس مولا است، و متعلق به مراد است؟ یا اینکه مقصود شما از حکم چیزی است که قبلا هم زیاد ذکر کردیم، بعث و تحریک اعتباری که مفاد هیئت افعل و معنای هیئت افعل همان طوری که بحث شد، منتهی ما دو جور بعث و تحریک داریم:

یک بعث و تحریک تکوینی داریم که بیایند دست و پای یک کسی را بگیرند و به طرف انجام یک کار ببرند و او را خارجا و تکوینا وادارش کنند بر انجام کار، این اسمش بعث و تحریک حقیقی است، این مفاد هیئت افعل و صیغۀ افعل نیست، مفاد هیئت افعل بعث و تحریک است، منتهی«فی الم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه