سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 474

صفحه 474

قدرت بر مکلف به داشته باشد، اما در چه ظرفی قدرت بر مکلف به لازم است؟ در ظرف تحقق امتثال یا در ظرفی که عبد می خواهد تکلیف مولا را موافقت کند؟ اما در زمان خود تکلیف این قدرت دیگر اعتبار ندارد. یک مثال روشن، اگر مولا به عبدش دستور داد که باید جمعه آینده پس فردا، تو حتما مسافرتی به تهران بکنی، عبد باید قدرت بر مسافرت داشته باشد، اما در چه زمانی قدرت بر مسافرت باشد؟ در روز جمعه، برای اینکه مأمور به و ظرف تحقق مأمور به روز جمعه است. اما امروز اگر هیچ وسیله مسافرتی در اختیار این نیست اشکالی ندارد، کسی ممکن است این توهم را بکند که در زمان تکلیف قدرت بر مسافرت ندارد، پس عقل می گوید: این تکلیف کنار برود کجا عقل چنین حکمی می کند؟ تعبد نیست که ما بنشینیم مفاد دلیل شرعی را بررسی بکنیم ببینیم دلیل چه مقدار دلالت دارد، این حکم عقل است، عقل می گوید: وقتی مولا به عبادش می گوید: روز جعه به تهران سفر کن، این باید روز جمعه قدرت بر سفر به تهران داشته باشد، اما الان«فی زمان التکلیف» یا فردا پنجشنبه قبل الجمعه چه ضرورتی دارد که این قدرت بر انجام تکلیف داشته باشد. لذا یک مطلب را که اول باید ملاحظه کنیم همین معنا است که قدرت به عنوان اینکه یک شرط عقلی است عقل بیشتر از این حکم نمی کند که باید در ظرف تحقق مأمور به این قدرت وجود داشته باشد می خواهد در حالی تکلیف وجود داشته باشد یا نداشته باشد، چه بسا اگر در حال تکلیف وجود دارد، لکن در ظرف انجام مأمور به وجود ندارد، هیچ ارزشی برای این قدرت در کار نیست، الان می تواند برود تهران فردای پنجشنبه می تواند، اما روز جمعه مقدور نیست بالقدره العقلیه. این قدرت امروز فردا چه نقشی می تواند در این تکلیف داشته باشد؟ این تقریبا یک مطلب روشنی است.

مطلب دومی که باز باید بررسی بکنیم این هم معیار و میزانش عقل است و به دلیل تعبدی ارتباطی ندارد. و آن این است کهآیا قدرت بر متعلق در ظرف همان انجام مأمور به حتما باید یک قدرتی باشد که با قطع نظر از امر تحقق داشته باشد؟ یا اگر یک جایی فرض کردیم که خود امر هم مؤثر در تحقق چنین قدرتی هست و تاثیر دارد در اینکه این قدرت حاصل بشود این قدرت هم کفایت می کند، کدام یک از اینها است؟ آیا این قدرتی که شرطیت دارد حتما باید خود امر در تحقق این قدرت هیچ نقشی نداشته باشد، و منشأ این قدرت مسأله دیگری غیر امر باشد؟ یا اینکه نه اگر فرض کنیم که خود امر هم در این قدرت نقش دارد، این هم کفایت می کند در اینکه شرط تکلیف حاصل شده باشد. در مثالهای عرفی یک مثالی بزنیم فرض کنید کسی پیشکار یک مرجع تقلیدی هست، می خواهد یک سفر طولانی برود، خوشد وسیله ای ندارد کسی هم حاضر نیست. در اختیارش بگذارد، اما اگر از ناحیۀ آن مرجع تقلید یک دستوری در رابطۀ با سفر این صادر بشود و یک امری در رابطۀ با این سفر صادر بشود، اینجا متدینین حاضرند وسیله در اختیارش بگذارند، با قطع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه